روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٩٠ - فصل اول در امر معروف و نهى منكر
فعل منكر دست بداشت، در رنجانيدن او نكوشد. و بايد كه محتسب صالح باشد و به تقوى معروف باشد تا قول و نصيحت او تأثير كند و در دلها وقعى و قبولى داشته باشد.
چه هرگاه محتسب خود مرتكب اعمال شنيعه شود، نصيحت او را تأثيرى نباشد، بلكه زجر و تبليغ او در نظرها سخيف و ناخوش نمايد. خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده:
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ[١] يعنى: «آيا امر مىكنيد مردمان را به نيكويى و خود را فراموش مىكنيد؟»
جهت دوم از امر معروف و نهى منكر فعلى كه پادشاهان را لازم است، مراعات منهج صلاح و انفلاع[٢] از فسق و فساد است. چه هرگاه پادشاه بر منهج صلاح و سداد مستقيم باشد و از محرّمات و محظورات محترز و مجتنب گردد، همه خلق را رغبت به جانب صلاح شود و از فسوق دورى كنند و آلات و ادوات معاصى مفقود شود. چه عقل و نقل و تجربه شاهدند بر آنكه هر سيرت و طريقه كه پادشاهان متوجّه آن شدهاند، عامّه رعايا و كافّه اهالى مملكت آن پادشاه را رغبت صادق به جانب آن بوده. سه كس از سلاطين بنى اميّه را به سه چيز رغبت بود، و در زمان هريك آنچه مرغوب آن پادشاه بود، مرغوب و مطلوب همه خلق زمان شد. يكى را رغبت به جانب عبادت و صلاح بود؛ عادت خلق در ايّام او چنان بود كه هركس گفتى من امروز و امشب چندين نماز كردم و چنان قرآن خواندم و چنان روزه داشتم. و يكى از ايشان را كه ميل و رغبت [١٢٦ آ] تمام به جانب انواع مأكولات و مطعومات بود، خلق زمان او را رغبت و همّت متوجه تدبير انواع مأكولات و مطبوخات بودى. هركس درين باب تصرّفى كردى و در تهيّه مأكولى هنئ و مطعومى لذيذ تدبيرى انديشيدى، و گفتگوى غالب خلق متوجّه انواع خوردنيها بود.
و يكى را ميل بنا و عمارت غالب بود، همگى همّت خلق زمان بر تشييد[٣] عمارت و تمهيد بناها مصروف بود.
جهت سوم از امر به معروف و نهى از منكر به حسب فعل كه بر پادشاهان لازم است محبّت و مودّت اهل صلاح و علم است و تعظيم و تكريم ايشان. چه هرگاه پادشاه، اهل صلاح را دوست دارد و از ترك و تازيك صلاح و نيكوكارى بپسندد و مردم صالح و متّقى
[١] - بقره: ٤٤.
[٢] - بريدن، گسستن.
[٣] - استوار كردن، برافراشتن.