روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٨٧ - فصل اول در امر معروف و نهى منكر
تو را زيبنده است. بعد از اين، هر منكرى كه بينى منع كن. حكم كرديم كه هيچكس منع تو نكند.»[١]
و محتسب را در احتساب چند چيز رعايت بايد كرد: اول، معرفت منكر. دوم، تعريف و تعليم به وعظ و نصيحت. سوم، عنف. چهارم، تعيير. پنجم، تهديد به ضرب.
ششم، مباشرت.
امّا امر اول كه بر محتسب مراعات آن لازم است معرفت منكر است. پس، بايد كه بدى آن فعل و وقوع آن معلوم باشد و به تجسّس طلب منكر ننمايد و بر در و روزن و خانههاى مردم گوش ندارد و به تكلّف استنشاق روايح خمر نكند. و اگر كسى چيزى از آلات لهو بر زير جامه گرفته باشد، چنانكه شكل آن ننمايد به دست استكشاف آن نكند و از همسايگان استخبار و استفسار از احوال فاسقان ننمايد و به قدر امكان هتك ستر و افشاى عيوب مسلمانان ننمايد.
نقل است كه نقش خاتم لقمان حكيم اين بود كه «الستر [١٢٥ آ] لما عاينت احسن من اذاعة ما ظننت.»[٢] يعنى: «پوشيدن آنچه مشاهده كردى، بهتر [است] از فاش كردن آنچه به گمان اعتقاد كردى.»
دوم، تعريف است و آداب محتسب درين درجه آن است كه در ابتدا تعريف به وجه احسن كند و تعليم حكم شرعى بنمايد و در موعظت و نصيحت به ملاطفت حقّ شفقت اخوت مرعى دارد؛ چه علّت اقدام اكثر عوام بر منكرات جهل است به حقيقت آن، و غالب آن بود كه چون بر حقيقت آن منكر واقف شوند ترك كنند، مادام كه سببانداز تحميق و تجهيل به لجاج و ستيزه نكشد. و چون به لجاج و تعصّب كشد، وعظ و نصيحت سود ندهد. و خاصيّت طبيعى انسان چنان افتاده است كه از نقصان و زشتى و كشف عيب خود استنكاف تمام نمايد، و جهل و نادانى و حماقت نقصان باطن است و رسوايى نقصان باطن زشتتر از ظاهر باشد، و از اين جهت طبايع اكثر خلق بر احقار عيب جهل و نادانى بغايت حريص باشند و از الزام عار نادانى سركشى تمام نمايند. و لهذا طلبه علوم از تخطئه در محاضر بسيار برنجند، هرچند تخطئه واقعى باشد و آن شخص بر آن واقف
[١] - اين حكايت در همان، صص ١١٦ و ١١٧ مندرج است.
[٢] - مجموعه ورام، ص ٢٧.