روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٧٣ - فصل هشتم در فضيلت شجاعت
حال خود احتياط بسيار ننمودى. يكى پرسيد كه، «يا امير المؤمنين! جرئت عظيم مىفرماييد و زياده در حفظ حال خود نمىكوشيد.» حضرت فرمودند كه، «يقين مىدانم كه اگر اجل رسيده است، حذر سود ندهد و اگر حكم فوت و فنا از ديوان قضا صادر نشده، مرا اين جريت زيان ندارد.»
و ببايد دانست كه مراد از اين كلام، نه آن است كه در اصل حذر نبايد نمود و بىجهت خود را در مهالك و اهوال انداخت؛ چه حذر كردن از امر مخوف، به قدر ضرورت، لازم است و حفظ حيات از قواطع مرگ متحتم، بلكه مقصود آن است كه چون به ضرورت در امر هايل داخل بايد شد، از مرگ انديشه نبايد كرد و اقدام بايد نمود و از فرار برحذر بايد بود كه در اين ضمن اميد نجات و ظفر بيشتر است و در فرار و حذر احتمال هلاك و خطر زياده. امّا اگر عقل مقتضى فرار باشد و تدبير صواب تقاضاى حذر كند، بدان عمل بايد نمود و به عبث جان شريف را، كه جوهرى است بىبدل، عرضه فنا و هلاك نبايد ساخت. و لهذا از كلمات شريفه حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- منقول است كه، «الفرار فى اوانه يعدل الظفر فى زمانه.»[١] يعنى: «فرار در وقتش، برابرى مىكند با ظفر در زمانش.» و فرموده كه، «آفة الشجاع اضاعة الحزم.»[٢] يعنى: «آفت شجاع، ضايع ساختن حزم و احتياط است.» و فرموده كه، «آفة القوي استضعاف الخصم.»[٣] يعنى:
«آفت شخص قوى، ضعيف گرفتن خصم است».
مجملا، شجاع بايد كه در معركه جنگ دل به جان نبندد و همّت او در طلب خير و ذكر جميل و اجر جزيل مقصور باشد. افراسياب، كه از اعاظم ملوك ترك است، لشكر خود را مىفرمود كه، بر مرگ حريص باشيد تا زندگانى بيشتر باشد، و مردن را آماده شويد تا سرمايه دولت و عزّت بهدست آيد. چه بزرگى دو چيز است: نيك مردن يا دوستكام زيستن. شجاع تا معركه مردن بر خود آسان نسازد، غلبه بر او دشوار باشد و تا از سر جان برنخيزد، كارى نمايان از او متمشّى نشود.
[١] - غرر الحكم، ش ٢٠٠٣.
[٢] - همان، ش ٣٩٣٨.
[٣] - همان، ش ٣٩٣٩.