روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٥١ - فصل سوم در بيان حد و معنى توبه، و بيان بعضى اختلافات كه علما را در باب توبه شده
درجه چهارم توبه از ترك سنن و مكروهات است، و درجه پنجم توبه از ترك فضايل و شرايف اخلاق نفسانيه است، و درجه ششم توبه از التفات و توجّه است به غير خداى عز و جلّ و نظر به چيزى كه از ياد خدا باز دارد يا شخص را متشبّه سازد به كسانى كه نظر به چيزهايى مىكنند كه ايشان را از ياد خدا بازمىدارد. و از اين عالم است آنچه وارد شده كه حضرت عيسى- على نبيّنا و ٧- روزى خشتى بالش ساخته خوابيده بود. شيطان آمد و گفت: «اى عيسى! تو نمىگفتى كه ترك لذّات و تنعّمات دنيا كردهام؟» آن حضرت فرمود: «مىگفتم. چه واقع شده؟» شيطان گفت: «خشت جهت [٣٢ آ] استراحت بالين ساختن مناسب آن نيست». آن حضرت، همان ساعت خشت را از زير سربرداشته بينداخت. اگرچه آن استراحت حضرت مسيح را ٧ از ياد حقّ غافل نمىسازد، ليكن چون تشبّهى است به غافلان، خشت انداختن حضرت مسيح ٧ توبه بود از آن. و از اين عالم است آنچه مروى است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و اله روزى بند نعلين مبارك آن حضرت را نوساخته بودند. آن حضرت را نظر بر آن افتاد، و در نظر آن حضرت نيكو نمود. فرمود همان بند كهنه را بياريد و به اين ملحق سازيد.
و در اخبار آمده كه آن حضرت آنقدر گرسنه مانده بود كه شكمش بر پشت چسبيده بود.