روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٤٩ - فصل دوم در مقدار زمان توبه و اندازه توبه
معاوية بن وهب گويد كه، «ما بيرون رفتيم به جانب مكّه، و با ما پيرى بود متألّه متعبّد؛ تمام مىكرد نماز را در راه و با او پسر برادرى بود مسلمان. پس، بيمار شد آن پير. گفتم به پسر برادر او: خ كاشكى، عرض كنى اين امر را- يعنى دين حقّ، كه مذهب شيعه است- اميد آن هست كه خداى عز و جلّ خلاص گرداند او را از آن مذهب باطل خ. همه گفتند: خ او را بگذاريد كه بميرد بر آن حالى كه هست خ. پسر برادر او صبر نكرد تا آنكه گفت: خ يا عمّ! به درستى كه مردم مرتدّ شدند بعد از رسول صلّى اللّه عليه و اله الّا گروهى اندك- يعنى، بيعت كردند با ابو بكر، الّا گروهى اندك؛ بود از براى على بن ابى طالب طاعت لازم آنچه بود از جهت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله و بود بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله حقّ و طاعت از براى آن حضرت خ.
پس، نفسى كشيد آن پيرو نعرهاى زد و گفت: خ من برآنم خ. و نفسش بيرون آمد. پس، ما داخل مجلس حضرت صادق ٧ شديم و علىّ بن السّرى اين ماجرا را به حضرت ٧ نقل نمود. [٣١ ب] حضرت فرمود كه، خ او مردى است از اهل بهشت خ. ابن السّرى گفت: خ او هيچچيز از اين دين نمىدانست و اعتقاد به اين دين نداشت، الّا در آن ساعت خ.
حضرت فرمود كه، خ از او چه مىخواهيد؟ و اللّه كه او داخل بهشت شد خ.»
و از اينجا معلوم مىشود كه اگر كسى تمام عمر كافر باشد يا مشغول به انواع معاصى و ذنوب باشد، و در نفس آخر اسلام آورد يا از همه گناهان توبه كند خداى عز و جلّ او را مىآمرزد و بىحساب به بهشت مىبرد.