روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥ - فصل دوم در بيان آنكه علت ثبات و دوام ملك و پادشاهى چيست و تفصيل بعضى از اسباب زوال و اختلال ملك
و بعد از مراجعت قاصد، امرا و خواصّ محمّد عرايض به خدمت يعقوب فرستاده، اظهار اطاعت و انقياد كردند. و يعقوب استيلا يافته، محمّد را با صد و شصت نفر از اقارب و عشاير گرفته در سيستان مقيّد ساخت، و دولت آل طاهر منقرض شد.
مشهور است كه از محمّد بن طاهر پرسيدند كه، «باعث زوال دولت شما چه شد؟» گفت: «شرب شبانگاه و خواب صباح و تفويض منصبهاى عالى به غير اهل».
و امّا واقعه ميرزا يادگار محمّد از غرايب وقايع است [١٢ ب]. و اگرنه چنان بودى كه جماعتى از اهل تواريخ كه خود در آن زمان بوده [و][١] مشاهده اين واقعه نمودهاند و نقل اين واقعه كردهاند، در صحّت آن شك مىرفت. و تفصيل اين اجمال آن است كه ميرزا يادگار محمّد بن ميرزا محمّد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ بن امير تيمور گوركان[٢] به امداد و معاونت امير ابو النّصر حسن بيك[٣]- كه جدّ مادرى نوّاب خاقان گيتى ستان علّيين آشيان، شاه اسماعيل ماضى [م. ٩٠٧ ق]- انار اللّه برهانه- است- بعضى محالّ خراسان را، كه در تصرّف سلطان حسين ميرزا بايقرا[٤] بود، با ساير محال خراسان گرفته در
[١] - از مر افزوده شد.
[٢] - هنگام مخاصمت سلطان ابو سعيد با اوزون حسن آق قويونلو كه به دعوت اميرزاده حسين على، فرزند جهانشاه قراقويونلو( مقتول به دست اوزون حسن)، به آذربايجان لشكر كشيده بود، اوزون حسن چون ابو سعيد را بر قتال مصمّم يافت، ميرزا يادگار محمّد را بر تخت پادشاهى نشاند و پس از شكست و دستگيرى ابو سعيد، او را به دستنشانده خود سپرد. ميرزا يادگار دستور قتل او را در رجب سال ٨٧٣ ق. صادر كرد و خود وى تا ٨٧٥ ق.
سال مرگش، در خراسان امارت مىكرد. نك: روضة الصّفا، مجلّد دوم، تهذيب و تلخيص زرياب خويى، صص ١٢٠٢ و ١٢٠٣.
[٣] - امير حسن بيك، معروف به اوزون حسن، از احفاد امير عثمان قرهيولوك آق قويونلوى تركمان( م. ٨٣٨ ق.).
قرهيولوك بهواسطه اظهار انقياد از امير تيمور گوركانى دياربكر را در اختيار گرفته بود. اوزون حسن چهارمين جانشين قرهيولوك، از سال ٨٥٧ ق. به امارت رسيد و در سال ٨٧٦ ق. با شكست تركمانان قراقويونلو آذربايجان را تسخير كرد و تبريز را مقرّ حكمرانى خود قرار داد. شاه اسماعيل صفوى با شكست دادن آخرين امراى اين سلسله، مراد و الوند و محمّد ميرزا، دولت آنان را از ايران برانداخت. نك: هوار، كلمان؛« اق قيونلو» در دائرة المعارف الاسلامية، ج ٢، صص ٤٨١ و ٤٨٢؛ روضة الصفا، مجلد دوم، تهذيب و تلخيص زرياب خويى، صص ١٢٠١ و ١٢٠٢؛ احسن التّواريخ، ج ١٢، صص ٥٧ تا ٦١ و ٦٣ تا ٦٩ و ٧٣ و ٧٤.
[٤] - ميرزا سلطان حسين نواده بايقرا موفق شد در سالهاى ٨٦٣ و ٨٦٤ ق. بر مازندران كه جزء قلمرو سلطان ابو سعيد بود دست يابد. او از سال ٨٧٨ ق. تا ٩١٢ ق. در خراسان به حكومت پرداخت. نك: روضة الصفا، مجلد دوم، صص ١١٩٦ تا ١٢٠١؛ و در جايهاى مختلف احسن التواريخ، ج ١٢، از جمله: صص ٥٣، ٦٢، ٨٨، ٨٩.