روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٣٩ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
برنانگيزاند عنف- يعنى، اگر خشونتى از كسى ببيند، باعث آن نشود كه در مقام آزار او درآيد بغير حقّ، يا او را عنفى و شدّتى نباشد كه او را برانگيزاند- و او را ننشاند ضعف- يعنى، در جايى كه فرصت باشد و تدارك دشمن و اصلاح حال مسلمانان توان كرد ضعف و ناتوانى او را ننشاند، بلكه در امر مذكور جدّ و اهتمام تمام نمايد، و همچنين ضعف او را مانع نشود از اقامت حدود و گرفتن حقوق ضعفا از اقويا.»
«ثمّ الصق بذوي الأحساب[١]، و أهل البيوتات الصّالحة، و السّوابق الحسنة؛ ثمّ أهل النّجدة و الشّجاعة، و السّخاء و السّماحة؛ فإنّهم جماع من الكرم، و شعب من العرف.»
«پس از آن، بچسبان و مصاحب باش به صاحبان سابقههاى نيكو از مكارم و مآثر، و اهل خانههاى شايسته و پسنديده، و خداوندان سابقههاى نيكو- و سبب اين آن است كه اخلاق و سير آباء را اثرهاست در اولاد و اعقاب، و سوابق اخلاق دليل است بر لواحق آن- پس از آن، ملاصق و ملازم خود بدار ثابتقدمان در محاربه و دليران در معركه مقاتله را، و صاحبان سخاوت و جوانمردى را. پس، به درستى كه اين جماعت جامعند انواع كرم و نيكويى را، و شاخههايند از بيخهاى نيكويى.»
«ثمّ تفقّد من أمورهم ما يتفقّد الوالدان من ولدهما. و لا يتفاقمنّ في نفسك شيء قوّيتهم به، و لا تحقرنّ لطفا تعاهدتهم به و إن قلّ؛ فإنّه داعية لهم إلى بذل النّصيحة لك، و حسن الظّنّ بك. و لا تدع تفقّد لطيف أمورهم اتّكالا على جسيمها، فإنّ لليسير من لطفك موضعا ينتفعون به، و للجسيم موقعا لا يستغنون عنه.»
«پس از آن، تفقّد و جستوجوى امور و بازرسى احوال ايشان بكن آنچه را تفقّد مىكنند پدر و مادر از فرزندان خود. و بايد كه دشوار نيايد در نفس تو چيزى كه تقويت كنى ايشان را به آن، و حقير نشمرى لطف و احسانى را كه تعهّد كنى ايشان را به آن، و اگر چه اندك باشد آن ملايمت و ملاطفت. پس، به درستى كه آن لطف و احسان داعى ايشان است به بذل نصيحت و خيرخواهى از جهت تو و نيكوگمانى به تو. و ترك مكن تعهّد
[١] - چاپ صبحى صالح:« بذوى المروءات و الأحساب».