روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٣٨ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
افاضه وجود به ايشان مىنمايد و ايشان را متوجّه كمالات و غايات خود مىدارد و ارزاق و اقوات و موت و حيات ايشان را تقدير مىنمايد و فيض و رحمت خود به همه مىرساند. و هريك از افراد اين طبقات را بر والى و حاكم حقّى است به قدرى كه مصلح حال ايشان بوده باشد- پس، بر والى لازم است كه حقوق ايشان را بداند تا اداى حقوق ايشان تواند نمود.»
[ «و ليس يخرج الوالي من حقيقة ما ألزمه اللّه تعالى[١] من ذلك إلّا بالاهتمام و الاستعانة باللّه، و توطين نفسه على لزوم الحقّ، و الصّبر عليه فيما خفّ عليه أو ثقل.»
«و حكمران از عهده آنچه بر او لازم گردانيده برنمىآيد، مگر به سعى و كوشش، و يارى خواستن از خدا، و آماده نمودن خود بر بهكار بستن حقّ و شكيبايى بر آن در كار آسان يا گران و دشوار.»][٢]
«فولّ من جنودك أنصحهم في نفسك للّه و لرسوله و لإمامك، و أنقاهم جيبا، و أفضلهم حلما، ممّن يبطىء عن الغضب، و يستريح إلى العذر، و يرأف بالضّعفاء، و ينبو على الأقوياء، و ممّن لا يثيره العنف، و لا يقعد به الضّعف.»
«پس، والى ساز بر رعيّت از لشكريان خود كسى را كه ناصحترين و مخلصترين ايشان باشد در نفس تو، و به حسب اعتقاد تو مر خدا را و پيغمبر او را و امام تو را، و پاك گريبانترين ايشان باشد- و مراد آن است كه امانت و ديانت او [٢٠٩ ب] بيش از ديگران باشد- و بهترين ايشان باشد از روى حلم از آن كسان كه دير به غضب درآيد و راحت يابد به سوى عذر- يعنى، عذرپذير باشد [و] در قبول عذر مناقشه نكند- و مهربان باشد به ضعيفان، و بلندى جويد بر زبردستان، و ميل به سوى مطلوب ايشان نكند و او را
[١] -« تعالى» در چاپهاى فيض الاسلام و صبحى صالح نيست.
[٢] - آنچه در ميان دو كروشه نقل شده در اصل نيامده. و برابر شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٧، ص ٤٩ و چاپ فيض الاسلام، صص ١٠٠٣ و ١٠٠٤ و چاپ صبحى صالح، ص ٤٣٢ درج مىشود. ترجمه فارسى نيز از فيض الاسلام است.