روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٣٥ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
«و بسيار گردان مدارست با عالمان و دانايان، و مناطقت و مكالمت با حكيمان در ثابت ساختن آنچه امر بلادت بر آن بر صلاح و انتظام است، و اقامت آنچه مردمان به سبب آن پيش از تو مستقيم بودهاند».
غرض آنكه از تجارب ايّام علم حاصل شده كه امر هر ملكى به چه وضع نيكو باشد، و در زمانهاى پيش امور آن ديار به چه مستقيم بوده، و شناختن آن از مدارست علما و مكالمت حكما حاصل مىشود. پس، بايد كه والى اين طريقه را معمول سازد.
«و اعلم أنّ الرّعيّة طبقات لا يصلح بعضها إلّا ببعض، و لا غنى ببعضها عن بعض: فمنها جنود اللّه، و منها كتّاب العامّة و الخاصّة، و منها قضاة العدل، و منها عمّال الإنصاف و الرّفق، و منها أهل الجزية و الخراج من أهل الذّمّة و مسلمة النّاس، و منها التّجّار و أهل الصّناعات و منها الطّبقة السّفلى من ذوي الحاجة و المسكنة.»
يعنى: «بدان كه رعيّت طبقهها و صنفهايند كه صلاح و استقامت امر بعضى از آن طبقات بدون بعضى ديگر نمىشود، و هيچيك را استغنا از ديگرى نيست؛ از آن جمله، جنود خدايند- يعنى، سپاهيان و مجاهدان و اهل بأس و سطوت و مباشران حروب- و از آن جمله، نويسندگان عامّه و خاصّهاند؛ و از آن جمله، قاضيان به عدل و دادند؛ و از آن جمله، عاملان باانصاف و رفقند؛ و از آن جمله، اهل جزيه و خراجند از روميان و مسلمانان كه خراج بر ايشان لازم است؛ و از آن جمله، سوداگران و اصحاب صنعتها و پيشههايند كه در صنايع و حرفت خود متعاون يكديگرند؛ و از آن جمله، طبقه فروترند كه اهل احتياج و فقر و مسكنتند.»
«و كلّ قد سمّى اللّه [له][١] سهمه، و وضع على حدّه و فريضته[٢] في كتابه أو سنّة نبيّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم عهدا منه عندنا محفوظا.»
يعنى: «هريك از اين طبقات را بتحقيق كه خداى عز و جلّ نام برده سهم و بهره او را، و
[١] - اصل ندارد، اينجا از ديگر نسخ افزوده شد.
[٢] - چاپ صبحى صالح، ص ٤٣٢:« على حدّه فريضته.»