روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٧ - فصل دوم در بيان آنكه علت ثبات و دوام ملك و پادشاهى چيست و تفصيل بعضى از اسباب زوال و اختلال ملك
كردن در انهدام بنيان خلافت درآمد، و آن را اسباب بود و اعظم اسباب آن بود كه پسر خليفه امير ابو بكر به واسطه تعصّب و حمايت اهل سنّت طايفهاى از لشكريان را بفرستاد تا محله كرخ[١] بغداد را، كه تمام شيعه مذهب بودند، غارت كرده جمعى از بنى هاشم را كه در آن محلّه ساكن بودند اسير كردند. پسران و دختران ايشان را سر و پا برهنه بر كفل اسبان سوار كرده در ميان بازار بگذرانند، و هر كه در مذهب تشيّع تعصّب و غلوّى تمام داشت از اين معنى بغايت برنجيد و الحق جاى آن داشت كه تمامى اهل سنّت نيز بر آن ملعون، پسر خليفه، هزارگونه لعن و نفرين كنند.
القصّه، وزير عازم آن شد كه شوكت خلافت را از دودمان آل عبّاس براندازد. و در آن وقت كه هلاكوخان [حكومت: ٦٥٤- ٦٦٣ ق.] از ضبط و تسخير اكثر بلاد ايران فارغ شده صيت[٢] معدلت او در اطراف عالم شايع گشت، ابن علقمى وزير در پرده خفا رسولى به بارگاه هلاكوخان فرستاد و بعد از اظهار عبوديّت و اظهار بدى احوال دار الخلافه اظهار نمود كه اگر خان متوجّه اين ديار گردد، بىآنكه به تسويه صفوف و استعمال آلات حرب احتياج افتد، مملكت بغداد را تسليم نمايد. و اين معنى را به دلايل معقول موجّه ساخت و هلاكو خان به مجرّد اين پيغام اعتماد ننموده در توجّه به جانب دار السّلام متأمّل بود، چه در آن اوقات كثرت لشكرها و وفور اسباب و اسلحه دار الخلافه در اطراف اقاليم شهرتى تمام داشت، و قبل از آن دو نوبت لشكر ترك مغول، كه در بيباكى و فتّاكى قرين شياطين و غولند، در زمان اوكتاى[٣] قاآن به طرف بغداد فرستاده شده بودند و از معركه سپاه عرب عنان برتافته بودند و اين معنى در خاطرها رسوخ يافته [بود]. هلاكوخان ايلچى ابن علقمى را بنواخت و در تأكيد مبانى دوستى زيادتى وثوقطلب داشت. رسول مراجعت نموده، بعد از آن ابن علقمى على التّعاقب رسل و رسايل به درگاه خان
[١] - به نوشته محمّد بن عبد المنعم حميرى« كرخ» نامى نبطى است و از آن به عنوان شهرى كوچك وآباد در شرق دجله ياد كرده است. كرخ جزء شهر بغداد و در ناحيه غربى آن قرار داشته است. نك: الرّوض المعطار فى خبر الأقطار، صص ٤٩٠ و ٤٩١.
[٢] - آوازه.
[٣] - اصل: اوكداى، كه براساس ضبط جهانگشاى جوينى، ج ١، ص ٢٩ درج شد. اوكتاى، پسر سوم چنگيزخان، به عقل و رأى و تدبير ملك شهره بود.