روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٦٨ - فصل سوم در ترجمه صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد الله نوشته بود
اقامت حدود شرع بكوش، و از عجلت احتراز كن، و از ضجر و قلق و اضطراب دورى كن، و به قسمت خود قانع باش، و به تجربه خود منتفع شو، و در حال صمت و سكوت متنبّه باش، و در سخن گفتن سديد[١] باش، و با خصم به انصاف باش، و نزد شبهه و حيرت توقّف كن و ابلاغ حجّت مىكرده باش، و نگيرد تو را در امر رعيّت محاباتى و محابايى[٢] و ملامت ملامتكنندهاى، و باثبات و تأنى باش و مراقبت و نظر و تدبير و تفكّر و اعتبار به عمل مىآورده باش. و نزد پروردگار خود تواضع و تخشّع[٣] كن، و با جميع رعيّت خود مهربان باش، و حقّ را بر نفس خود مسلّط ساز، و البتّه مسارعت به ريختن خون مكن كه خونها را نزد خداى عز و جلّ مكان عظيمى هست هرگاه بغير حق هتك آن مىشود.
و نظر كن بر اين خراجى كه رعيّت بر آن مستقيم مىشوند، و گردانيده خداى عز و جلّ آن را جهت اسلام عزّت و رفعت و از جهت اهل اسلام باعث توسعه و جهت دشمن اسلام و اهل اسلام غيظ و از جهت اهل كفر از معاندان ذلت و صغار. پس، خراج را ميانه اصحاب آن قسمت كن به حقّ و عدل و تسويه و عموم و شمول، و رفع مكن چيزى از آن را از شريفى به سبب شرف يا از غنىّ به سبب غناى او، و بازندارى آن را از يكى از كاتبانت يا از يكى از حاشيه و خاصّهات، و از آن فرامگير بيش از حدّ احتمال، و تكليف مكن كسى را به امرى كه در آن شططى[٤] باشد- يعنى، مجاوزتى از حدّ بوده.
و مردم را همه بر حقّ و راه حقّ دار كه اين جمعكنندهتر است بر الفت ايشان را، و لازمدارتر است رضاى عامّه ناس را. و بدان كه تو گرديدهاى به ولايتت خازن و حافظ و راعى زيردستان، و مسمّى شدهاند زيردستان تو به رعيّت به جهت آنكه تو راعى ايشانى و قيّم ايشانى؛ بگير از ايشان آنچه به تو دهند از مقدور خود، و آن را صرف كن در قوام امر ايشان و صلاح ايشان و تقويم اعوجاج و كجى ايشان، و عاملساز به ايشان صاحبان رأى و تدبير و تجربه و خبردارى به عمل و علم سياست و عقاب. و واسع گردان رزق را بر ايشان كه اين از حقوق لازمه است بر تو در آن امرى كه متقلّد آن شدهاى و اسناد آن امر به سوى تو شده؛ پس، هيچ شاغلى تو را از آن امر شاغل نباشد و از آن هيچ صارفى تو را
[١] - مر:« شديد.»
[٢] - ترس، احتياط، ملاحظه.
[٣] - فروتنى.
[٤] - افراط، زيادهروى.