روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٧٠٦ - فصل ششم در آداب و تدبير منجمان و مهندسان و ارباب علوم تعليميه كه آن را علوم رياضيه خوانند
حكايت
حسن بن سهل برادر فضل، در علم نجوم بغايت ماهر بود و بر مذهب شيعه بود، و شيخ طائفه شيخ ابو جعفر طوسى در كتاب رجال او را از اصحاب حضرت امام رضا ٧ شمرده، و بعد از فوت فضل مأمون او را وزير خود ساخت و در جلالت و بزرگى مرتبهاى عظيم يافت. صاحب كتاب عيون اخبار الرّضا به اسناد خود از ياسر خادم حضرت امام رضا ٧ نقل كرده كه، «به فضل كتابتى از برادرش حسن بن سهل رسيد كه، من در تحويل اين سال نظر كردم؛ به قواعد نجومى چنان يافتم كه در فلان ماه در روز چهارشنبه تو را حرّ حديد و حرّ آتش درخواهد يافت، و رأى من آن است كه در آن روز تو با حضرت امام رضا و امير المؤمنين به حمّام روى و در حمّام حجامت كنى و خون را بر بدن خود بريزى تا به سبب آن نحوست از تو زايل شود.»
فضل پيش مأمون فرستاد و اين مضمون را به او نوشت و از او التماس كرد كه در آن روز با او به حمّام رود، و از حضرت امام رضا ٧ نيز اين التماس بكند.
مأمون در اين باب رقعهاى به حضرت ٧ نوشت و اين التماس از آن حضرت كرد.
حضرت در جواب نوشت كه، «من فردا به حمّام نمىروم و رأى من آن است كه شما نيز به حمّام نرويد و فضل نيز به حمّام نرود.» مأمون ثانيا رقعهاى به حضرت نوشت و اين التماس كرد. حضرت در جواب نوشت كه، «من فردا به حمّام نمىروم، چه امشب حضرت رسول اللّه را صلّى اللّه عليه و اله به خواب ديدم كه به من گفت: «يا على! فردا به حمام مرو.» مأمون به حضرت نوشت كه، «راست گفتى يا سيدى! و راست گفت حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و من نيز فردا به حمّام نمىروم و فضل خود داند.»
ياسر گويد: «چون شب شد و آفتاب فرورفت، حضرت به ما گفت: «بگوييد: خ نعوذ باللّه من شرّ ما ينزّل فى هذه الليلة. خ يعنى: خ پناه مىبريم به خدا از شرّ آنچه در اين شب نازل مىشود. خ ما مىگفتيم، و چون حضرت نماز صبح كرد به ما گفت: خ نعوذ باللّه من شرّ ما ينزّل فى هذا اليوم. خ ما چنان مىگفتيم، چون نزديك به طلوع آفتاب شد، حضرت به من گفت: خ به پشتبام برآى و گوش بدار، ببين چيزى مىشنوى؟ خ چون به بام برآمدم، آواز صيحه و تحيّت برآمد و بسيار شد. در آن اثنا، مأمون از درى كه از خانه او به خانه