روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٤٩ - فصل چهارم در تدبير آداب سلوك پادشاه نسبت به وزراى عالىمقدار و آداب و شرايط ايشان
رسيد، در عراق عضد الدوله مكنتى قوى يافته بود و تمامت آل بويه در متابعت و مطاوعت او يكدل شده بودند و رسمى بود كه آل سامان هر سال مالى خطير به مكّه و مدينه فرستادندى تا به مجاوران دادندى و بر ايشان قسمت كردندى، و آن كس كه متقلّد آن بودى به وقت مراجعت از عراق هديهها و ظرايف عراق بياوردى.
احمد خوارزمى گفت: «در وقت نوح بن منصور [حكومت: ٣٦٥- ٣٨٧ ق.] مرا فرستادند بدان مهمّ. و عضد الدوله در همدان مىنشست. به خدمت او پيوستم. مرا تعظيم كرد و بنشاند و از امير پرسيد و از حال وزير سؤال كرد و گفت: خ خواجه ابو الحسين[١] عتبى[٢] چگونه است و كارها چگونه تمشيت مىدهد؟ خ من خدمت كردم و گفتم: خ بندگى عرضه داشته است. خ و گستاخى كرده و تذكرهاى داشتم كه در آنجا ابو الحسين عتبى مرا داده بود، پيش او نهادم. در آنجا نوشته بود كه، دو هزار جامه مىبايد فرمود به طراز بغداد به نام الملك المنصور ولى النعم ابو القاسم نوح بن منصور مولى امير المؤمنين، و پانصد به نام خواجه جليل سيّد ابو الحسين بن عبيد اللّه[٣] بن احمد [عتبى]، و پانصد به نام خواجه جليل ابو العباس تاش[٤]. چون عضد الدوله آن نسخه را تأمّل نمود،
[١] - اصل:« ابو الحسن». همچنين در ديگر جايها ابو الحسن آمده بود كه اصلاح شد.
[٢] - ابو الحسين عبيد اللّه بن احمد عتبى به فرمان نوح بن منصور، امير خردسال سامانى، عهدهدار وزارت شد و به نحوى شايسته زمام امور ملك را به دست گرفت. در سال ٣٧١ ق. ابو الحسن محمد بن ابراهيم سيمجور را از سپه سالارى خراسان عزل كرد و به جاى او حسام الدّوله ابو العبّاس تاش را اين مقام سپرد. در سال بعد، هنگامى كه دولتمردان و سرداران سامانى درگير مقابله با قواى آل بويه بودند، عتبى به دست مأمورى از جانب ابو الحسن سيمجور به قتل رسيد. براى اطلاع بيشتر نك: العبر، ج ٣، صص ٥٠٥ تا ٥٠٧.
[٣] - در اصل:« عبد اللّه».
[٤] - بعد از قتل عتبى وزير در سال ٣٧٢ ق.، ابو العباس تاش به بخارا دعوت شد و وزارت يافت، ولى در سال ٣٧٣ ق.
اين منصب به عبد اللّه بن عزيز واگذار شد و وى به خراسان آمد و ابو الحسن سيمجور را بيرون راند. امّا ابو الحسن سيمجور با يارى شرف الدّوله ديلمى ابو العباس را شكست داد و ابو العباس به نزد فخر الدوله كه جرجان را در اختيار گرفته بود رفت و حكومت برخى نواحى را به دست گرفت تا در سال ٣٧٧ ق. درگذشت ر ك: ابن اثير، ج ٧، صص ١٠٧ و ١٠٨ و ١٠٩ و ١١٦ و ١١٨ و ١١٩.