روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٣٢ - فصل سوم در ذكر بعضى سخنان حكماى ماتقدم كه در امور ملك در هر باب نافع است
هلاكت انجامد. و بپرهيز از آنكه غافل باشى از نظر كردن در امور رعايا و امر مملكت خود، پس از آن، نظر كن در امر خودت و مقدّمدار آن چيزى را كه باعث اصلاح امر آخرت تو مىشود بر آنچه باعث اصلاح امر دنياى تو مىشود. و راه راست آن است در وقتى كه به حربى مبتلا شوى كه در جميع امور حازم الرأى باشى- يعنى، به حزم و احتياط عمل نمايى- و بپرهيز از هزيمت كه هرگاه هزيمت بر لشكرى وارد شود، ديگر به زودى كمرى محكم نتوانند بست. و بسيار گردان جاسوسان را تا اخبار دشمنان دمبهدم نزد تو حاضر و معلوم باشد و حذر كن از آنكه حيله و فريبى با تو نكنند. و هرگاه به چيزى امر كردى، بعد از آن به حقيقت برس كه آنچه امر كردهاى به عمل آمده يا نه. و در اين باب تقصير و سستى مكن كه اگر تقصيرى كنى، نقصان به هيبت تو راه يابد و هرگاه امر كنى كه از جانب تو مكتوبى بهجايى نويسند، از مهر كردن و ارسال آن حذر كن تا وقتى كه خود آن را ببينى و بخوانى و بر مضمون آن اطّلاع صحيح بههم رسانى، چه با پادشاهان در اين ابواب حيلهها بسيار مىشود. بپرهيز از آنكه سرّ خود به كسى آشكار گردانى و خواب خود را به قدر و اندازه راحت جسمت ساز. يعنى، زياد از قدرى كه جسم به آن راحت پذيرد و بدن به آن قوّت گيرد خواب مكن. و مشغول مساز خود را، الّا به جدّ اشياء. پس، چنان كن كه امور تو همه جدّ بىهزل باشد و هرگاه عزيمت كارى كردى، بكن و هرگاه قدرت بر خصمى بههم رسانيدى، ابقاى او كن، يعنى، به سبب انتقام كشيدن در اهلاك او مكوش. و هرگاه با دشمنى ملاقات كردى، برحذر باش و بپرهيز از آنكه غافل شوى از كيمياى بزرگ و تدبير و سرانجام صاحبان [١٣٧ ب] آن كيميا و طلب ميل دلهاى ايشان كردن و مسامحت با ايشان نمودن. و ايشان اصحاب زراعت و فلاحتند، چه كيميا معمور ساختن زمين است به زرع و نبات. به درستى كه رعيّت به آن آرام مىگيرند و لشكريان به آن بسيار مىشوند و خزاين اموال به آن معمور مىشود و دولت به آن ثابت مىماند. پس، گنجايش ندارد كه عدول كنى و تقصيرورزى در امرى كه عاقبت آن اينهاست. و راه راست آن است كه اكرام كنى نسبت به صاحبان مراتب بلند در مذاهب.
پس، هركس از ايشان را به اندازه علم و عقل مراعات كنى و اكرام خود را نسبت به ايشان ظاهر و مشهود سازى تا رعيّت جاهل به حقوق اهل فضل نباشند و قدر ايشان بدانند. و