روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٣٤ - فصل سوم در ذكر بعضى سخنان حكماى ماتقدم كه در امور ملك در هر باب نافع است
و سوق قايم و نهر جارى نباشد، خود را و اهل خود را و مال و اولاد خود را ضايع ساخته.» و از سخنان اوست كه، «اذا كان الملك لا يقدر على قهر حواسه و غلبة شهواته، فكيف يقدر على ضبط خاصته؟ و كيف يقدر على ضبط اعوانه؟ و اذا لم يقدر على ضبط اعوانه. فكيف يقدر على رعيّته و ما بعد عن مملكته؟ فسبيل الملك ان يبتدى بسلطانه على نفسه ليستقيم له على غيره.» يعنى: «هرگاه پادشاه قادر نباشد بر قهر و غلبه بر حواس خود و غالب شدن بر شهوتهاى خود، پس چگونه قادر مىشود بر ضبط خواص خود؟ و چگونه قادر مىشود بر ضبط اعوان خود؟ و هرگاه قادر نشد بر ضبط اعوان خود، [١٣٨ آ] پس چگونه قادر مىشود بر رعيّت خود و آنچه دور باشد از مملكت او؟
پس، راه راست از جهت پادشاه آن است كه ابتدا كند در تحصيل پادشاهى و سلطنت بر نفس خود تا مستقيم شود سلطنت او بر غير او.»
و از سخنان صاب بن ادريس است كه، «پادشاه عاقل مىرسد به رفق و مدارا به آنچه نمىرسد به آن به جفا و صولت، خصوصا با اخيار. و راه راست جهت پادشاه حازم آن است كه اعتبار و ملاحظه حال ايشان به افعال ايشان كند، نه به آنچه مىبيند از صورت ظاهر و اجسام ايشان.»
و فرموده: «هرگاه پادشاه مالها جمع نمايد و در مصارفى كه به حقّيّت و استحقاق بايد رسانيد نرساند و ذخيره سازد، اين سبب تضييع آن مال و اتلاف پادشاهى نيز مىگردد.» و فرموده كه، «راه راست پادشاه آن است كه بشناسد كسانى را كه به او بازگشت دارند و هركس را در مرتبه خود نگاه دارد و مراتب عقول ايشان و علوم ايشان و استحقاق ايشان ملحوظ دارد و چنان باشد كه احسان و انعام منكر و ناپسند ايشان نباشد، و در دلهاى ايشان چنان نباشد كه به آن سرور نيابند.»
و فرموده: «راه راست پادشاه آن است كه با كسانىكه معروف به دروغگويى و شرارت باشند، بذل معروف و عطا ننمايد. به قصد آنكه هرگاه با او نيكويى كردم، تغيير عادت و طبع خود در دروغ و بدى خواهد كرد، چه تغيير طباع و نقل آن بعيد است.» و اين صاب بن ادريس فرقه صابيه كه فرقهاى عظيمند و مذهب ايشان به او منسوب است و او را پيغمبر خود مىدانند.