روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦٢ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
حضرت امير المؤمنين ٧ فرستاد عبد اللّه بن عباس را به جانب ابن كوّاء[١] و اصحاب او- يعنى، گروه خوارج،- [١١٨ آ] و بر او پيراهن نازك و حلّهاى برد. و چون نگاه به او كردند، گفتند: «يابن عباس! تو بهتر مايى و لباس چنين مىپوشى؟» گفت: «اين اوّل مخاصمتى است كه با شما داريم.» و اين آيه را خواند: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ[٢]. تا آخر آيه. و خداى عز و جلّ فرموده: خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ[٣] و ايضا در كتاب كافى مذكور است كه سفيان ثورى به مجلس صادق ٧ آمد و بر آن حضرت جامههاى سفيد بغايت نازك ديد. به حضرت گفت: «اين لباس، نه لباس شماست.» حضرت فرمود: «گوش كن و فراگير آنچه به تو مىگويم كه از جهت تو بهتر است در دنيا و آخرت. اگر بميرى بر سمت و حقّ، و نميرى بر بدعت خبر دهم تو را كه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله زمان تنگى و خشكى بود. و امّا هرگاه دنيا رو كند، احقّ خلق به آن ابرارند نه فجّار، و مؤمنانند نه منافقان، و مسلمانانند نه كافران.» و تتمه اين حديث بسيار طويل است. جهت اختصار به اينقدر اكتفا نمود و همچنين احاديث بر اين سياقت بسيار است و ما در رسالهاى على حده قدرى معتدّ به از آن نقل نمودهايم.
وجه دوم آن است كه بر امامان لازم است كه هرگاه متصدّى امر خلافت و سلطنت خلق بوده باشند و به امر امارت و حكومت قيام نمايند، مأكول و ملبوس ايشان به اندازه كمترين فقيرى از رعايا باشد، و ذكر اين معنى در احاديث شريفه هست. نقل است از حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- فرموده: «به درستى كه خداى عز و جلّ مرا گردانيد امام و پادشاه خلق. پس، فرض گردانيد بر من تنگ گرفتن در نفس خودم و تنگ گرفتن در مطعم و مشرب و ملبسم، از بابت ضعيفان خلق تا آنكه اقتدا كند فقير به فقر من، و طاغى
[١] - ابو عمرو عبد اللّه بن عمرو، معروف به ابن كوّاء، از پيشوايان خوارج كه بعد از بازگشت از صفّين در حروراء در نيم فرسخى كوفه اردو زدند و از على( ع) كناره گرفتند. ابن كوّاء به مدت هفت ماه پيشوايى خوارج را عهدهدار بود و در اين مدّت با فرستادگان على( ع) مناظره مىكرد. بعد از اين مدّت، وى به همراه بيست هزار تن از مريدانش از گروه خارجيان جدا شدند و به منازل خود بازگشتند. به نقل بعضى منابع، وى در روز نبرد نهروان به همراه تعدادى ديگر از گروه خارج شدند و وى با على( ع) نجنگيد. ر ك: رحيملو، يوسف؛« ابن كوّاء» در دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٤، صص ٥٢٨ تا ٥٣٠؛ ملل و نحل، ج ١، صص ١١٤ تا ١١٧؛ ابن اثير، ج ٣، صص ١٦٥ و ١٦٦.
[٢] - اعراف: ٣٢.
[٣] - اعراف: ٣١.