روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٥٩ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
گذشت. حضرت صادق ٧ را ديد كه جامههاى نيكوى پرقيمت پوشيده بود. گفت:
«و اللّه كه نزد او مىروم و او را سرزنش مىكنم.» نزديك حضرت رفت و گفت: «يابن رسول اللّه! و اللّه كه نپوشيد چنين لباسى رسول صلّى اللّه عليه و اله و نه حضرت على و نه هيچيك از پدران شما.» حضرت صادق ٧ فرمود كه، «حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله در زمان تنگى بود.
فراخور تنگى آن زمان اخذ مىنمود، و دنيا بعد از آن وسعت يافت. احقّ اهل دنيا به چيزها نيكوكارانند، پس حضرت اين آيه را خواندند: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ[١] معنى آيه شريفه آن است كه: «بگو يا محمّد كه كدام كس حرام گردانيده است زينت خدا را كه بيرون آورده- يعنى، آفريده و ظاهر ساخته از جهت بندگان خود- و رزقهاى طيّب را. بگو اينها از جهت آن كسانى است كه ايمان آوردهاند در حيات دنيا و خالص از براى ايشان است در روز قيامت.» يعنى، در روز قيامت غير از مؤمنان را در طيّبات و زينتها بهره نخواهد بود، به خلاف دنيا كه غير اهل ايمان نيز از اينها بهره دارند. حضرت فرمود:
«پس، ما احقّ و سزاوارتر هركسيم كه فرابگيرد از آنها آنچه خداى عز و جلّ به او داده، ليكن يا ثورى آنچه مىبينى بر من از جامه به جهت مردم پوشيدهام.» يعنى، جهت مراعات متعارف خلق، كه در شرع مراعات آن لازم است، پوشيدهام. آنگاه، حضرت دست سفيان را كشيد به جانب خود و جامه بالايى را برداشت و نمايان ساخت جامهاى را كه ملاصق [١١٧ ب] بدن مبارك حضرت بود كه غليظ و گنده بود و فرمود كه، اين را از براى نفس خود گنده پوشيدهام و آنچه ديدى از جهت مردمان پوشيدهام. و آنگاه جامه سفيان را كشيد كه بر بالا جامه غليظ گنده پوشيده بود و در زير جامه نرم پوشيده بود و فرمود: «آيا نيست اين بالايى از جهت مردم و اين زيرى از جهت نفس است؟» از اين حديث ظاهر مىشود كه سفيان جهت فريب دادن مردمان و اظهار آنكه ما تارك دنياييم و زاهديم جامههاى درشت پوشيده بود و در زير جامه نرم جهت حظّ بدن پوشيده و به آن اكتفا نكرده، مىخواست كه بر امام زمان ٧ اعتراض نمايد و در نظر مردم چنان فرانمايد كه ما از ايشان زاهدتريم، و چون قصد او اضلال و گمراهى خلق بود به جهت دنياى
[١] - اعراف: ٣٢.