روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٨٤ - فصل هشتم در فضيلت شجاعت
سوى آن مسارعت خواهم نمود.» و لهذا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله آن حضرت را كرّار غير فرّار نام نهاده.
در كتاب فضائل العشره مذكور است كه حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه- روزى با مردى از مشركان محاربه مىنمود. آن كافر گفت: «اى پسر ابى طالب! ببخش به من شمشيرت را.» حضرت شمشير خود را به جانب آن كافر انداخت. آن كافر گفت: «عجبا يابن ابى طالب! در مثل چنين وقتى شمشير خود به من مىدهى.» حضرت فرمود: «اى فلان! تو دست سؤال كشيدى و طريقه كريم نيست كه ردّ سايل نمايد.» آن كافر خود را بر زمين انداخت و گفت: «اين سيرت اهل دين است.» و قدم مبارك آن حضرت را بوسه داد و مسلمان شد.
نقل است كه در روز بدر نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله آب نبود. حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- رفت به ميان دشمنان كه آب آرد، و دشمنان بر سر چاه بودند و چاه در ميان ايشان بود. حضرت به چاه داخل شد و ظرف آب را پر كرده، بر سر چاه گذاشت.
آوازى شنيد و گمان كرد كه دشمنان قصد او دارند. به چاه نزول نمود، چون آواز ساكن شد، بالا آمد و ديد كه آب را ريختهاند. به چاه فرود آمد و معامله چون مرتبه اول گذشت.
ثالثا به چاه فرود آمد و ظرف را پرآب ساخته، بر دوش مبارك گرفت و همچنان با آب بيرون آمد و آب را نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله آورد. حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله در روى او خنديد و گفت: «تو نقل واقعه مىكنى يا من؟» فرمود: «شما يا رسول اللّه! چه سخن شما شيرينتر است.» حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله اين قصّه را نقل فرمود و گفت: «آن شخص جبرئيل بود. مىخواست تجربه كند و به فرشتگان ثبات دل تو را بازنمايد.» و آثار شجاعت آن حضرت بيش از آن است كه قلم و زبان از عهده بيان آن بيرون تواند آمد، و شمّهاى از آنچه از آن حضرت به ظهور آمده از هيچيك از شجاعان عجم و دليران عرب و پردلان ترك به ظهور نيامده، و اين چند كلمه بر سبيل تبرّك مذكور شد. [٩٩ آ][١]
[١] - ادامه نوشتار از صفحه ٩٩ آ درج مىشود.