روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٤٩ - فصل دوم در شكر
مع الكفر. الشكر زيادة فى النعم و امان من الغير»[١] يعنى: «شكر كن آن كسى را كه انعام كرده بر تو، و انعام كن بر آنكس كه شكر نعمت تو بهجا آورده. پس، به درستى كه زوالى نيست نعمتها را با شكر و بقايى نيست آن نعمتها را با كفر. شكر زيادتى است در نعمتها و امانى است از تغيير.»
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه، شبى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله در خانه عايشه بود. عايشه گفت: «يا رسول اللّه! چرا نفس خود را تعب مىفرمايى و حال آنكه خداى عز و جلّ ماتقدّم و ماتأخّر تو را بخشيده؟» حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «آيا نبوده باشم من بنده شكور؟»
و از حضرت صادق [٦١ آ] ٧ منقول است كه، «سه چيز است كه با آنها چيزى ضرر نمىرساند: «دعا در وقت كرب[٢]، و استغفار در وقت ذنب و شكر نزد نعمت.» و از آن حضرت منقول است كه فرمود كه، «انعام نكرد خداى عز و جلّ بر بندهاى از بندگان خود نعمتى؛ پس، آن شخص شناخته باشد آن انعام را به دل و حمد خدا گفته باشد ظاهرا به زبان؛ پس، تمام شده باشد كلام او، مگر آنكه خداى عز و جلّ امر مىكند جهت او به زياد كردن آن نعمت.»
و آن حضرت فرموده كه، «هرگاه يكى از شما ياد آورد نعمت خداى عز و جلّ را بر او، پس بگذارد رخساره خود را بر خاك جهت شكر كردن نعمت خداى. پس، اگر سوار باشد، فرود آيد و رخساره بر خاك گذارد. پس، اگر نتواند كه فرود آيد، جهت شهرت رخساره خود را بر قربوس[٣] زين گذارد. پس، اگر نتواند، رخساره خود را بر كف خود گذارد و حمد خداى عز و جلّ گويد بر انعامى كه نسبت به او بهجا آورده.
و از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله منقول است كه، خداى عز و جلّ مىفرمايد: «يابن آدم ما تنصفنى اتحبّب اليك بالنعمة و تتمقّت الى بالمعاصى خيرى اليك نازل و شرّك الىّ صاعد» يعنى:
[١] - برابر ترجمه فارسى،« تغيير» بايد صحيح باشد.
[٢] - اندوه.
[٣] - كوهه زين.