روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢١٧ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
و هرگز او را قضا نفرمود.
و مانند اين حكايتهاى پادشاهان بسيار است و اينقدر بدان ياد كرده شد تا خداوند عالم بداند كه پادشاهان در عدل و انصاف چگونه بودهاند و چه انديشهها كردهاند تا مفسدان را از روى زمين برداشتهاند كه پادشاه را رأى قوى به از لشكر قوى[١].
تمام شد كلام خواجه نظام الملك و حاصل آن است كه پادشاه هرگاه رعايت قواعد معدلت نمايد، بايد كه به هر نحو [و][٢] وسيلت سعى در آن كند كه حوايج مظلومان به عرض آن حضرت مىرسيده باشد و در اين باب تقريبات مىساخته باشد و وسيلهها مىانگيخته باشد كه راه تظلّم مظلومان و رفع ستم ايشان به جانب او مىشده باشد، مانند آنچه معتصم كرد با مؤذّن خياط.
حكايت
[٥٢ آ] از خلفاى بنى عبّاس هيچكس را سياست و هيبت و آلت و عدّت معتصم بن هارون الرّشيد، كه هفتم خليفه از خلفاى بنى عبّاس است، نبود و ملك خلفا در آن وقت وسعت عظيم داشت و اكثر معموره عالم در تصرّف ايشان بود. گويند معتصم چندان بنده ترك داشت كه هيچكس نداشت. هفتاد هزار مرد ترك داشت و تربيت غلامان بسيار كردى و گفتى خدمت را هيچ طايفه چون ترك نيست. و معتصم به طيب اعراق[٣] و وسعت اخلاق و حسن معاشرت معروف بود.
احمد بن ابى داوود[٤] گويد كه، در وقتى كه معتصم بر سر ملك روم رفته بود و در شهر عمّوريه[٥] بود، روزى به من گفت: «چه مىگويى در بسر- يعنى، خرماى نيم رسيده؟»
[١] - نك: سياستنامه، تصحيح هيوبرت دارك، فصل سيزدهم، صص ١١٢ تا ١١٦.
[٢] - از نسخه مر افزوده شد.
[٣] - نژاد.
[٤] - نام صحيح او احمد بن ابى دواد إيادى است و از نزديكان خاصّ معتصم به شمار مىرفت و كار قضا را از روزگار وى تا هنگامى كه در سال ٢٣٧ ق. مورد خشم متوكّل عباسى واقع شد عهدهدار بود. مرگ او در محرّم سال ٢٤٠ ق. روى داد. وفيات الاعيان، ج ١، صص ٨١ تا ٩١.
[٥] - شهرى در آسياى صغير، ميان انطاكيه و سيورى، كه در سال ٢٢٣ ق. به دست معتصم گشوده شد. معجم البلدان، ج ٤، ص ١٥٨؛ كتاب البلدان، صص ١٩٠ و ٣٧٤ و ٣٧٥.