روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٠٢ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
تا آنكه آن امنيّت باعث ترس و اندوه عاقبت شود». چه هرگاه كسى در ابتدا بترسد، تهيّه و استعداد كرده مراعات حزم خواهد كرد و عاقبت كار منتظم خواهد شد و باعث امنيّت و رفاهيّت خواهد شد؛ و هرگاه در اوّل حال ايمن باشد، غافل خواهد بود و در دفع آفات نخواهد كوشيد و مرتبهمرتبه آفات رو به تزايد خواهد داشت تا وقتى كه اختلال كلّى شود و موجب ترس و اندوه عظيم گردد.
و آن حضرت فرمود: «مادحك بما ليس منك مستهزىء بك فان لم تسعفه بنوالك بالغ فى ذمّك و هجائك[١]» يعنى: «كسى كه مدح تو كند به چيزى كه نداشته باشى، فى الحقيقة استهزا به تو كرده. پس، اگر به عطا حاجت او برنياوردى، مبالغه در مذمّت تو خواهد كرد». و آن حضرت فرموده: «مناصحك مشفق عليك محسن اليك ناظر فى عواقبك مستدرك فوارطك، ففى طاعته رشادك و فى مخالفته فسادك»[٢] يعنى: «كسى كه به اخلاص ناصح تو باشد، مهربان است بر تو و نيكوكار است با تو، ناظر است در عواقب امور تو، تدارككننده تقصيرات توست. پس، در طاعت او رشاد توست و در مخالفت او فساد كار توست».
سوم آنكه كسان به جهت ديوان و دادرسى رعيّت و مظلومان تعيين نمايد، چون پادشاه را هميشه ميسّر نيست كه خود به همه ديوانى مىرسيده باشد، و در تقويم و اصلاح ارباب ديوان و دادرسان مظالم احتياط مرعى دارد. اوّل آنكه آنكس قابل اين شغل خطير بوده باشد و آنچنان بود كه كاردان و صاحب وقوف و دانا به قواعد و قوانين شرع و حساب و عرف بوده باشد و صاحب فضل و كمال و امانت و ديانت باشد و نيك ذات و كدخدا[٣] و غمخوار پادشاه و رعيّت باشد و بىطمع باشد و از اهل لهو و فراغت و عيش نباشد، بلكه صاحب كد و جفاكش بوده باشد و نرمى با درشتى جمع داشته باشد.
ثانيا، پادشاه هميشه از خصوصيّات احوال و ديوانهاى ايشان متفحّص بوده باشد و اگر
[١] - غرر الحكم، ج ٦، حديث شماره ٩٨٣٨، ص ٢٧٩٩.
[٢] - همان، حديث شماره ٩٨٣٩.
[٣] - اگر تركيبى از كد فارسى( به معنى خانه) و خدا( به معنى صاحب) باشد، در اصطلاح شخصى را گويند كه موقر و معتبر و كارساز و مهمّگزار مردم باشد. براى آگاهى از ديگر معانى اين واژه به دهخدا، لغتنامه، ذيل همين واژه و نيز برهان قاطع، ج ٣، ذيل كدّ و كدخدا مراجعه شود.