روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٣٨ - باب سوم در مراعات فرائض و سنن و اشاره به اسرار نماز و روزه و زكات و غير آنكه از اركان ايمانند
در حالتى كه انكار نماز جمعه كند يا آن را سهل و سبك گيرد، پس جمع مكناد خداى پراكندگى او را و مبارك مگرداناد بر او. نماز از جهت او نيست و روزه از جهت او نيست و زكات از جهت او نيست و حجّ از جهت او نيست و بر او نيكويى از جهت او نيست، تا وقتى كه توبه كند از آن گناه.
و از حضرات ائمه معصومين- سلام اللّه عليهم اجمعين- در اين باب تأكيد و مبالغه بسيار منقول شده و احاديث بسيار از ايشان در اين باب وارد است، تا آن مرتبه كه از حضرت امام محمد باقر ٧ منقول است كه، «من ترك ثلاث جمعات متواليات طبع اللّه على قلبه»[١]. يعنى: «هركس كه سه جمعه پىدرپى ترك نماز جمعه كند، خداى عز و جلّ مهر مىكند در دل او». و اين مرتبهاى است كه در اعلى درجات كفر مذكور مىشود، چه مهر بر دل كسى مىشود كه در او قابليّت هدايت و ارشاد باقى نمىماند و از قبول رحمت الهى بغايت دور است.
و از حضرت صادق ٧ منقول شده كه، «من ترك ثلاث جمعات متواليات فهو منافق»[٢]. يعنى: «هركس كه سه جمعه پىدرپى نماز جمعه را ترك كند، او منافق است». و احاديث در اين باب، از بسيارى به مرتبهاى است كه حصر آن دشوار است، ليكن، در اين زمانها بسيارى از علماى عصر- اصلحهم اللّه- بنابر غرضهاى نفسانى در وجوب جمعه مضايقه دارند و بعضى حكم به حرمت مىكنند و در اين باب متمسّك به شبهههاى ضعيفه، سستتر از خانه عنكبوت، مىشوند و غالب مردم عوامند، يا نزديك به عوام؛ به شبهات ايشان مغرور مىشوند و جماعتى اعتماد بر ظاهر ايشان كرده، مىگويند ايشان در كمال ديانت و تقوايند؛ ما پيروى ايشان مىكنيم. و از حقيقت حال بىخبرند و عقلهاى ايشان به تحقيق اين امور نمىتواند رسيد. به اين تقريب، هرج و مرج عظيم در اين امر رو داده، و جماعتى ديگر كه اهليّت امامت نماز جمعه ندارند، امامت جمعه مىكنند و به همين قناعت نكرده جماعتى را كه اهلند و واجب الاطاعهاند و بر ايشان لازم است كه تقليد و متابعت كنند، تفسيق و تجهيل و تضليل[٣] مىكنند. يعنى، حكم به فسق و نادانى و
[١] - بحار الانوار، ج ٦، ص ١٩٢:« من ترك الجمعة ثلاثا متواليات بغير علّة طبع اللّه على قلبه.»
[٢] - من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٧٥.
[٣] - به گمراهى نسبت دادن.