جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٢ - غزل ٦٧ حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت
خداوند آسان است. [اين حقيقت را براى شما گفتيم] تا بر آنچه از دستتان مى رود ناراحت نشده، و به آنچه خداوند به شما عطا فرموده، خوشحال و شادمان نشويد، [زيرا] خداوند هيچ خودپسند و خودخواهِ بسيار به خود بالنده را دوست نمى دارد.) و كلام اميرالمؤمنين ٧ را نصيب العين خويش قرار مى دهد، كه:
٥٥٦
«كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لاظَهرٌ فَيُرْكَبَ، وَلاضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.»
[١]: (در [زمان] فتنه و آشوب همانند بچه شتر دو ساله باش، كه نه پشتى دارد تا بتوان سوار شد، و نه پستانى كه بتوان دوشيد.).
كنايه از اينكه: اى خواجه! تو نيز در پيشامدهاى زمان، انعزال را اختيار نما و از فرصت براى انس و قرب حضرت محبوب استفاده كن. كه:
٥٥٧
«مَنِ انْفَرَدَ عَنِ النّاسِ، أنِسَ بِاللَّهِ سُبْحانَهُ.»
[٢]: (هركس از مردم [گسسته و] تنهايى گزيند، با خداوند سبحان انس و آشنايى پيدا مى كند.- نيز:
٥٥٨
«نِعْمَ الْعِبادَةُ ألْعُزْلَةُ!»
[٣]: (چه خوب عبادتى است عزلت و تنهايى گزينى.)
|
زين آتش نهفته، كه در سينه من است |
خورشيد، شعله اى است، كه بر آسمان گرفت |
|
محبوبا! آتش فروزان خورشيد درمقابل آتش فراق، و يا عشق و محبّتى كه در سينه من برافروخته اى چون شعله اى مى باشد؛ كه:
٥٥٩
«إلهى وَسيِّدى وَمَوْلاىَ وَرَبّى! صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ، فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِكَ. وَهَبْنى- يا إلهى!- صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ، فَكَيْفَ أصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلى كَرامَتِكَ.»
[٤]: (اى معبود و سرور و مولا و پروردگار من! [اگر] بر سوز و حرارت آتش [جهنّم] ات صبر نمايم، پس چگونه بر فراق و دورى تو شكيبا باشم. و گيرم- اى معبود من!- كه بر سوز آتش [جهنّمات] صبر نمايم، پس چگونه بر ننگريستن و دورى از.
[١] - نهج البلاغة، حكمت ١.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ٢٤٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ٢٥٠.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٨.