جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧٩ - غزل ٦٧ حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت
اجتماع دورى گزينم، ولى از آنجا كه عالم طبيعتم اجتماعى بود نتوانستم، و آن سبب شد كه از مشاهده ازلى محروم گرديدم؛ كه:
٥٥٤
«وَأنَّ الرّاحِلَ إلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ، وَأنّكَ لاتَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلّاأنْ [ولكِنْ] تَحْجُبِهُم الْأعْمالُ [الآمالُ] السَّيِّئَةُ دُونَكَ.»
[١]: (و براستى مسافت كسى كه به سوى تو كوچ مى كند، نزديك است، و تو از مخلوقاتت محجوب نيستى مگر اينكه [ويا: ليكن] اعمال و كردارهاى ناپسند و بد [و يا آمال و آرزوها] ايشان را از تو محجوب سازد.)
|
خواهم شدن به كوىِ مغان، آستين فشان |
زين فتنهها، كه دامنِ آخِر زمان گرفت |
|
حال كه فتنههاى آخر الزّمان مى خواهد سبب غفلت و دورى من از حضرت دوست گردد، بهتر آن است كه از تعلّقات عالم طبيعت و امورى كه سبب غفلت و تفرقه من مى گردد، دست كشم و به كوى آنان (انبياء و اولياء : و اساتيد) كه مرا به حقيقت رهنمون مى گردند پناهنده شوم، تا از خطرات ايمانى و اعتقادى محفوظ بمانم؛ كه:
٥٥٥
«بِكُمْ أخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ، وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْكُرُوبِ، وَأنْقَذَنا بِكُمْ مِنْ شَفاجُرُفِ الْهَلَكاتِ وَمِنَ النّارِ.»
[٢]: (تنها به [واسطه] شما، خداوند ما را از خوارى بيرون آورد و ناراحتيهاى سخت را از ما برطرف نمود، و به [وسيله] شما خدا ما را از كناره پرتگاه نابوديها و از آتش [جهنّم] نجات داد.- به گفته خواجه در جايى:
|
حافظ! اگر قدم زنى در رَهِ خاندان به صدق |
بدرقه رهَت شود هِمّتِ شحنةُ النّجف[٣] |
|
|
بر برگِ گُل، زِخون شقايق نوشتهاند: |
كآنكس كه پخته شد، مِىِ چون ارغوان گرفت |
|
خواجه با تمثيل برگ شقايق و سرخى و رنگ ارغوانى و پخته شدنش بر اثر.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٦٨.
[٢] - بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٢.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٦٣، ص ٢٧٣.