جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥١ - غزل ٦٤ عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت!
تكيه بر عمل خود خلافِ اخلاص است؛ كه:
٥١٩
«ألْإخْلاصُ مِلاكُ الْعِبادَةِ.»
[١]: (اخلاص، ملاك و مايه استوارى عبادت مى باشد.- يا:
٥٢٠
«ألْعَمَلُ كُلُّهُ هَبآءٌ ما اخْلِصَ فيهِ.»
[٢]: (عمل همهاش [همانند] گرد [تباه] است، مگر آنچه كه در آن اخلاص ورزيده شود.- نيز:
٥٢١
«آفَةُ الْعَمَلِ تَرْكُ الْإخْلاصِ.»
[٣]: (آفت و آسيب عمل، ترك اخلاص در آن مى باشد.) خواجه هم مى گويد: «بر عمل تكيه مكن.».
امّا مراد وى از مصرع دوّم، شايد اين باشد كه: در عين اينكه به عمل امر شدهاى و نتيجه هم از عمل گرفته مى شود، ولى جز آنچه كه در ازل برايت نوشته شده از مقامات و كمالات و نعمتهاى بهشتى، برخوردار نخواهى گرديد، خداوند هم محكوم اعمال تو نخواهد شد.
و ممكن است مصرع دوّم اشاره به طينت علّيّينى و سجّينى داشته باشد؛ كه:
٥٢٢
«قُلْتُ لِابى عَبْدِ اللَّهِ: جُعِلْتُ فِداكَ! مِنْ أىِّ شَىْ ءٍ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ طينَةَ الْمُؤْمِنِ؟ فَقالَ: مِنْ طينَةِ الْأنْبِيآءِ، فَلَمْ تَنْجَسْ أبَداً.»
[٤]: (به ابى عبد اللَّه [امام صادق ٧] عرض كردم: فدايت شوم! خداوند- عزّ وجلّ- سرشت مؤمن را از چه چيز آفريده؟ فرمود: از سرشت پيامبران [:]، لذا هيچگاه نجس و پليد نمى شود.)؛ خواجه نيز در بيت بعد مى گويد:
|
گر نهادت همه اين است، زهى پاك نهاد! |
ور سرشتت همه اين است، زهى پاك سرشت! |
|
اگر سراسر نهاد و خميره وجود تو از طينت علّيّين است، آفرين بر نهاد و سرشت پاك تو باد كه عمل نيز به آن ضميمه شده و به قرب جانان راهنما مى گردد.
بخواهد با اين بيت و بيت گذشته اشاره به زاهد كند و بگويد: اگر تو را نصيبى از شراب تجلّيات نيست، علّت آن است كه قلم تقدير آن را به نامت ننوشته، و اگر مرا.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٤] - اصول كافى، ج ٢، ص ٣.