جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٨٥ - غزل ١١٨ ببين هلال محرم، بخواه ساغر راح
خطاب خواجه در اين غزل به خود و سالكين بوده، در مقام اين است كه بگويد:
از فرصتهاى زمانى و حالى و مشاهدات و نفحات الهى بايد استفاده كامل را براى استكمال خود نمود، و نگذاشت آنها به بيهوده بگذرد. مىگويد:
|
ببين هلال مُحَرَّم، بخواه ساغَرِ راح |
كه ماه امن و امان است و سالِ صُلح و صلاح |
|
اى خواجه! و يااى سالك عاشق! چون ديده به هلال ماه محرّم، كه ماه امن و امان و صلح و صلاح است، گشودى، از حضرت دوست شراب مشاهداتش را طلب نما، كسى در اين ماه مزاحم تو نخواهد شد، و بگو:
٨٩٧
«أللّهُمَّ! أهِلَّهُ عَلَيْنا بِالامْنِ وَالإيمانِ وَالسَّلامَةِ وَالإسلامِ وَالغِبطَةِ وَالسُّرورِ وَالبَهجَةِ»
[١]: (خداوند! هلال [ماه محرّم] را بر ما همراه با امنيّت و آسودگى، وايمان و سلامت و تسليم و شادمانى و سرور و شادابى و خرّمى آشكار ساز.)؛ زيرا آن يكى از چار ماهى است كه جنگيدن در آن حرام شده؛ كه: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ، يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ»[٢]: (براستى كه شماره و تعداد ماهها در نزد خداوند، روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، در كتاب [تكوين] خداوند؟ دوازده ماه است، كه چهارماه از آنها محترم و گرامى است [و جنگ نمودن در آنها ممنوع مى باشد].).
[١] - بحار الانوار، ج ٩٨، ص ٣٢٤- ٣٢٥. اقبال الاعمال، ص ٥٤٥.
[٢] - توبه: ٣٦.