جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨٠ - غزل ١٠٤ شنيدهام سخنى خوش كه پير كنعان گفت
پاسخ: «فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»[١]: (پس همانا تو تا روزِ معيّن از مهلت داده شدگان مى باشى.) مىدهد.
|
من و مقام رضا بعدِ از اين و شُكرِ رقيب |
كه دل به درد تو خو كرد و تركِ درمان گفت |
|
اكنون كه او خواستهاش بر اين قرار گرفته سخن دشمن مرا پذيرا شود، و به تقاضاى من بىاعتنا باشد، چاره اى جز چنگ زدن به مقام رضا و با درد هجران او ساختن و ترك درمان آن را خواستن و شكر گذار رقيب (شيطان) بودن را ندارم، زيرا مقام رضا را من به وسيله دشمنى با او و ترك خواسته خود به دست آوردم؛ كه:
٧٩٠
«ألرّضا غِنآءٌ، وَالسَّخَطُ عَنآءٌ»
[٢]: (خشنودى [به دادههاى خداوند] بى نيازى، و ناخشنودى [از آن، موجب] رنج و سختى است.- نيز:
٧٩١
«إنّ اللّهَ سُبْحانَهُ يَجُرِى الامُورَ عَلى ما يَقْتَضِيهِ، لا عَلى ما تَرْتَضيهِ»
[٣]:
(همانا خداوند سبحان كارها را بر اساس آنچه اراده حتمىاش بدان تعلّق گرفته، روان ساخته و اجرا مى فرمايد، نه بر اساس آنچه كه مورد پسند توست.- همچنين:
٧٩٢
«رَأَسُ الطّاعَةِ، ألرّضا»
[٤]: (سر منشأ طاعت [خداوند]، رضا و خشنودى است.- نيز:
٧٩٣
«رِضْى اللّهِ سُبْحانَهُ أقُرَبُ غايَةٍ تُدْرَكُ»
[٥]: (خشنودى خداوند سبحان، نزديكترين غايت و فرجامى است كه مى شود بدان نايل شد.- نيز:
٧٩٤
«مَنْ حَسُنَ رَضاهُ بِالْقَضآءِ، حَسُنَ صَبْرُهُ عَلَى البَلآءِ»
[٦]: (هركس خشنودىاش به قضا [و پياده شده اراده خداوند] نيكو باشد، شكيبايىاش بر بلا و گرفتارى زيبا و نيكو مى گردد.- نيز:
٧٩٥
«نِعْمَ الطّارِدُ لِلْهَمّ، ألرّضا بِالْقَضآءِ!»
[٧]: (چه خوب دور كننده همّ و غمّ است، خشنودى به قضا [ى الهى]!).
و به گفته خواجه در جايى:.
[١] - ص: ٨٠ و ٨١.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٧.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٧.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٨.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٨.
[٦] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٩.
[٧] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٩.