جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣١ - غزل ٩٩ خمى كه ابروى شوخ تو در كمان انداخت
|
شيوه چشمت فريبِ جنگ داشت |
ما ندانستيم و صلح انگاشتيم[١] |
|
و ممكن است منظور از «مغبچگان»، آنان باشند كه به هستى خود آتش زده و به فنا و مقام مخلصيّت (به فتح لام) راه يافتهاند، بخواهد بگويد: انس با اهل كمال و اساتيد، مرا به آن دو رهنمون شد؛ لذا
|
جهان به كام دل اكنون رَوَد كه دورِ زمان |
مرا به بندگى خواجه زمان انداخت |
|
بخواهد بگويد: بندگان الهى تنها با تبعيّت از «خواجه زمان»، رسول اللّه ٦ مىتوانند نصيب معنويّت كامل و اكمل به دست آورند، و نصيب كاملى كه به من عنايت شده، از بندگى و تبعيّت وى حاصل گشت، نه من مى گويم، كه اميرالمؤمنين ٧ فرموده باشد:
٧٤٩
«إنَّما أنَا عَبْدٌ مِنْ عَبيدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيّهِ وَآلِهِ.»
[٢]: (بى گمان من بنده اى از بندگان محمّد ٦ مىباشم.- نيز:
٣٩٨٥
«قُلْ: إنْ كُنْتُمْ تُحبّونَ اللّهَ، فَاتَّبِعُونى، يُحْبِبَكُمُ اللّهُ، وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»
[٣]: (بگو: اگر خدا را دوست مى داريد، از من پيروى نماييد، تا خداوند شما را مورد محبّت خويش قرار داده، و گناهانتان را بيامرزد.) و همچنين: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ، إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ...»[٤]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر گاه رسول [خدا] شما را به آنچه [مايه] زندگانى شماست، فرا مى خواند، [دعوتِ] خدا و رسول را پذيرا شويد.).
و ممكن است نظر خواجه از «خواجه زمان» پادشاه زمانش باشد، كه وى و هم مرامانش در حكومت او به راحتى به كارهاى خود مشغول بودهاند، و جهان به كامشان بوده.
و محتمل است بخواهد بگويد: محبوبا! آن زمان كه بندگى خالصانهات را پيشه.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٤٢، ص ٣٢٤.
[٢] - التوحيد( توحيد صدوق عليه الرحمة)، ص ١٧٤، از روايت ٣.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل، ص.
[٤] - آل عمران: ٣١.