جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٤٠ - غزل ٥٩٤ هزار جهد بكردم كه يار من باشى
مىتوان گفت: خواجه اين غزل را در آرزوىِ ديدار معشوق حقيقى سروده، و به كوشش و مصيبتهاى ايّام هجران خويش هم اشاراتى دارد. مىگويد:
|
هزار جهد بكردم كه يارِ من باشى |
قرارْ بخشِ دلِ بىقرارِ من باشى |
|
محبوبا! كوشش من بر آن بود كه ديدارم بنمايى، و به آن آرامش حاصل نمايم؛ ولى چه مى توان كرد؟ كه تنها جدّ و جهد من براى اين امر كفايت نمى كند، خواست تو شرطِ تحقّق يافتن اين مشاهده و انس و قربم به حضرتت مى باشد؛ كه: «وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[١]: (و خداوند بر كار خويش چيره است، و ليكن بيشتر مردم [به اين حقيقت] آگاهى ندارند.- نيز:
٣٩٩١
«ما شآءَ اللَّهُ كانَ، وَ ما لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ.»
[٢]: (آنچه خدا بخواهد تحقق مى يابد، و آن چه را نخواهد بوجود نمى آيد.- به گفته خواجه در جايى:
|
به جِدّ و جهد چو كارى نمى رود از پيش |
به كردگار رها كرده، بِهْ مصالحِ خويش[٣] |
|
بخواهد بگويد:
٣٩٩٢
«سُبْحانَكَ! ما أضْيَقَ الطُّرُقَ عَلى مَنْ لَمْ تَكُنْ دَليلَهُ! وَ ما أوْضَحَ الحَقَّ عِنْدَ مَنْ هَدَيْتَهُ سَبيلَهُ! إلهى! فَاسْلُكْ بِنا سُبُلَ الوُصُولِ إلَيْكَ، وَسَيّرْنا فى أقْرَبِ الطُّرُقِ لِلوُفُودِ عَلَيْكَ، قَرِّبْ
[١] - يوسف: ٢١.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١١٧، روايت ٨.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٣٢، ص ٢٥٤.