جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٠٠
نظر به اينكه مطالب اين مثنوى را با ارزش مى دانستم، شرح آن را حسن ختام كتاب قرار مى دهم. مىگويد:
|
الااى آهوىِ وحشى! كجايى؟ |
مرا با توست، بسيار آشنايى |
|
آرى، همه موجودات و بخصوص بشر را همواره با حضرت دوست آشناييها بوده و هست، هنگامى كه در خلقت نورىاش عرض امانت نمودند با او آشنايى حاصل نمود و به حمل آن تن درداد؛ كه: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ، فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها، وَ أَشْفَقْنَ مِنْها، وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ؛ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا»[١]: (براستى كه امانتِ [ولايت] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، پس آنها از حمل آن اباء كردند و از آن هراسيدند و انسان آن را حمل نمود، براستى كه بسيار ستمگر و نادان بود.- با اخذ ميثاق از طريق نفس خويش با او آشنايى پيدا كرد. كه: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ، وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟! قالُوا: بَلى، شَهِدْنا»[٢]: (و [به يادآور] هنگامى كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم [٧] نسل و ذريّه ايشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بلى، گواهى مى دهيم.- اين شناسايى را در تمام عوالم، از خلقتهاى نورى و مثالى، داشته و چون خلقت خاكىاش.
[١] - احزاب: ٧٢.
[٢] - اعراف: ١٧٢.