جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٠ - غزل ٥٤٤ به صوت بلبل و قمرى، اگر ننوشى مى
بخشش برداشتهاند، تو چنين مباش و مرا از عنايتهاى خود بهرهمند ساز. سپس به خود خطاب كرده و مى گويد:
|
بخيل، بوىِ خدا نشنود، بيا حافظ! |
پياله گير و كرم كن، كه الضَّمانُ عَلَىّ |
|
چرااى خواجه! از بخل مردمان، خود را آزرده خاطر مى سازى؟ بگذار هرچه مىكنند بكنند؛ كه:
٣٦٧١
«ألبَخيلُ بَعيدٌ مِنَ اللَّهِ.»
[١]: (بخيل و تنگ چشم، از خداوند به دور است.) تو در فكر پياله گرفتن از تجلّيات حضرت دوست باش، و به ديگران جود و بخشش بنما، كه در اين كار خسران و زيان تو را نباشد؛ كه:
٣٦٧٢
«ألجُودُ فِى اللَّهِ عِبادَةُ المُقَرَّبينَ.»
[٢]: (بخشش در [راه رضا و خشنودى] خداوند، عبادت نزديكان و مقرّبان [درگاه الهى] مىباشد.- همچنين:
٣٦٧٣
«أحْسَنُ المَكارِمِ ألْجُودُ.»
[٣]: (نيكوترين اخلاق پسنديده و بزرگوارانه، جود و بخشش مى باشد.- نيز:
٣٦٧٤
«سُنَّةُ الكِرامِ ألْجُودُ.»
[٤]: (روش گراميان و بزرگواران، جود و بخشندگى است.- همچنين:
٣٦٧٥
«إنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَتَعالى يَأْخُدُ بِناصِيَةِ السَّخِىِّ إذا اعْثِرَ.»
[٥]: (هنگامى كه سخىّ و گشاده دست بلغزد، خداوند- تبارك و تعالى- از او دستگيرى مى كند.).
[١] - بحارالانوار، ج ٧٣، ص ٣٠٨.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الجود، ص ٤٧.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الجود، ص ٤٧.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الجود، ص ٤٧.
[٥] - بحارالانوار، ج ٧١، ص ٣٥٥.