جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢٣ - غزل ٥٩٢ نوش كن جام شراب يك منى
از بيت ختم ظاهر مى شود خطاب خواجه در اين غزل به خود نمى باشد به سالك مبتدى نظر داشته كه هنوز پاى بست زهد خشك گذشتهاش بوده و از غم تعلّقات و خواطر و بستگيهاى دو جهان نرسته و خلاصه آنكه از خويش نرهيده. مىگويد:
|
نوش كن جامِ شرابِ يك منى |
تا بدان بيخِ غم از دل بركنى |
|
اى سالك! اگر مى خواهى غم دنيا و آخرت را از سينه بركنى و تنها نظر و توجّهت به حضرت دوست باشد، بايد به ذكر و مراقبه شديد اشتغال پيدا كنى؛ كه: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ، أَلا! بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[١]: ( [منيبين] كسانى [هستند] كه ايمان آورده، و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باشيد! كه تنها با ياد خدا دلها آرامش مى يابند.- نيز:
٣٩٦٢
«ثَمَرةُ الذِّكْرِ إسْتِنارَةُ القُلوبِ.»
[٢]: (ثمره و نتيجه ذكر، روشنايى دلهاست.- همچنين:
«ذِكْرُ اللَّهِ جَلآءُ الصُّدُورِ وَطُمَأْنينَةُ القُلوبِ.»
[٣]: (ياد خدا، [موجب] جلا و پردازش سينه ها و آرامش دلها مى باشد.- نيز:
«إلهى! إنَّهُ مَنْ لَمْ يَشْغَلْهُ الوَلوعُ بِذِكْرِكَ، وَ لَمْ يَزْوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِكَ، كانَتْ حَياتُهُ عَلَيْهِ مَيْتَةً، وَمَيْتَتُهُ عَلَيْهِ حَسْرَةً.»
[٤]: (معبودا! همانا هركس را كه حرص و ميل شديد به ياد تو مشغول نكند، و سفر به قرب تو [از ديگر چيزها].
[١] - رعد: ٢٨.
[٢] ( ٢- ٣). غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٣] ( ٢- ٣). غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٤] - بحارالأنوار، ج ٩٤، ص ٩٥.