جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٧ - غزل ٥٤١ پديد آمد رسوم بىوفايى
در حديث آمده كه:
٣٦٢٣
«أبْعَدُ الخَلآئِقِ مِنَ اللَّهِ تَعالى، ألْبَخيلُ الغَنِىُّ.»
[١]: (دورترين مردمان از خداوند متعال، تنگ چشم توانگر مى باشد.- نيز:
٣٦٢٤
«أقْبَحُ البُخْلِ مَنْعُ الأمْوالِ مِنْ مُسْتَحِقِّها.»
[٢]: (زشتترين بخل، بازداشتن اموال از مستحقّ آن مى باشد.- همچنين:
٣٦٢٥
«مَنْ بَخِلَ عَلَى المُحْتاجِ بِمالَدَيْهِ، كَثُرَ سَخَطُ اللَّهِ عَلَيْهِ.»
[٣]: (هركس به آنچه در نزد اوست بر نيازمند بخل ورزد، خشم و سخط خداوند بر او افزون مى گردد.) در جاى ديگر مىگويد:
|
ابلهان را، همه شربت ز گلاب و قند است |
قوتِ دانا، همه از خون جگر مى بينم |
|
|
اسب تازى، شده مجروح به زير پالان |
طوق زرّين، همه در گردن خر مى بينم[٤] |
|
|
خرد در گوشِ هوشم دوش مى گفت: |
برو صبرى بكن در بينوايى |
|
كه:
٣٦٢٦
«إطْرَحْ عَنْكَ وارِداتِ الهُمُومِ بِعَزآئِمِ الصَّبْرِ وَحُسْنِ اليَقينِ.»
[٥]: (با ارادههاى آهنين شكيبايى و يقين نيكو، غم و غصّه و انديشه هايى را كه [بر اذهانتان] خطور مى كند، از خود دور كنيد.- نيز
٣٦٢٧
«إنَّكَ لَنْ تُدْرِكَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبِّكَ، إلّابِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهى.»
[٦]: (هرگز به آنچه از پروردگارت دوست مى دارى نخواهى رسيد، مگر به شكيبايى و صبر از آنچه خواهان آن هستى.- همچنين:
٣٦٢٨
«بِالصَّبْرِ تُدْرَكُ الرَّغآئِبُ.»
[٧]: (تنها با صبر و شكيبايى مى توان به امور ارزشمند و پسنديده نايل گشت.- يا اينكه:
٣٦٢٩
«مَنِ ادَّرَعَ جُنَّةَ الصَّبْرِ، هانَتْ عَلَيْهِ النَّوآئِبُ.»
[٨]: (هركس زره آهنينِ صبر و شكيبايى را به تن كند، مصايب و گرفتاريها.
[١] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب البخل، ص ٢٩.
[٢] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب البخل، ص ٢٩.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب البخل، ص ٣٠.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٥٦، ص ٣٣٣.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ١٩١.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٩٢.
[٧] - غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٩٢.
[٨] - غرر و درر موضوعى، باب الصبر، ص ١٩٤.