جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦٣ - غزل ٥٧١ سحرگه رهروى در سرزمينى
|
نه حافظ را حضورِ درسِ قرآن |
نه دانشمند را علمُ اليقينى |
|
محبوبا! مرا همّتى آنچنان نيست كه قربت را جويا شوم و سربلند گردم؛ كه:
٣٨٤٠
«أحْسَنُ الشِّيَمِ شَرَفُ الهِمَمِ.»
[١]: (بهترين خويها و شيوهها، همّتهاى والاست.- نيز:
٣٨٤١
«خَيْرُ الهِمَمِ أعْلاها.»
[٢]: (بهترين همّتها، بلندترين آنهاست.- همچنين:
٣٨٤٢
«مَنْ صَغُرَتْ هِمَّتُهُ، بَطَلَتْ فَضيلَتُهُ.»
[٣]: (هركس همّتش كوچك باشد، شايستگىاش از بين مى رود.- دعاهايم هم با حالت اضطرار نمى باشد كه كليدى براى گشايش من شود؛ زيرا فرمودهاى:
«أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ؟!»[٤]: (يا كسى كه بيچاره را هنگامى كه او را مى خواند، اجابت مى كند و بدى و گرفتارى را [از او] برطرف مى سازد؟!- از راهنمايى هايى قرآن هم بهره اى نمى گيرم تا به تو هدايتم نمايد و دواى درد خود را از آن بيابم؛ كه: «يا أَيُّهَا النَّاسُ! قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»[٥]: (اى مردم! بى گمان موعظه و پندى از جانب پروردگارتان، و درمان و بهبود آنچه [بيماريهاى] كه در دلهايتان است، و هدايت و راهنمايى و رحمت براى مؤمنان، به سوى شما آمده است.- نيز: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ، فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا، لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[٦]: (و هر گاه قرآن خوانده مى شود، بدان گوش فرا داده و ساكت و خاموش باشيد، اميد آنكه مورد رحمت [خداوند] قرار گيريد.- نيز: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ، وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ»[٧]: (براستى كه اين قرآن، به آن [راهى و روشى] كه استوارتر است راهنمايى نموده، و مؤمنان را بشارت مى دهد.- همچنين: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ، فَهَلْ مِنْ
[١] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب الهّمة، ص ٤٢٣.
[٢] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب الهّمة، ص ٤٢٣.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الهمّة، ص ٤٢٤.
[٤] - نمل: ٦٢.
[٥] - يونس: ٥٧.
[٦] - اعراف: ٢٠٤.
[٧] - اسراء: ٩.