جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٧ - غزل ٥٧١ سحرگه رهروى در سرزمينى
خداوند خالص و بىآلايش نموده، و قلبش به واسطه هرچه چشمانش مى بيند، مشغول نشده، و ياد خدا را به خاطر آنچه گوشهايش مى شنود، فراموش ننموده، و سينهاش به جهت آنچه به ديگران عنايت شده، محزون و اندوهگين نباشد.)
|
گر انگشتِ سليمانى نباشد |
چه خاصيّت دهد نقشِ نگينى؟ |
|
كنايه از اينكه: اگر بخواهى كارهاى خلاف عادت و كرامات از تو ظهور يابد، با قرب حضرت محبوب و نوشيدن شراب مشاهداتش آن را مى توانى بدست آورى؛ وگرنه تنها با عبادات خشك ظاهرى، انس با او و امور خارقه حاصل نخواهد شد.
حضرت سليمان ٧ اگر مقام معنوى و كمالات انسانى نداشت، از انگشتر سليمانى كارى ساخته نبود؛ كه:
٣٨٣٢
«ما عَرَفَنى عَبْدٌ الّا خَشَعَ لى وَ ما خَشَعَ لى عَبْدٌ الّا خَشَعَ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ.»
[١]: (هيچ بنده اى مرا نشناخت مگر اينكه در برابر من فروتنى نمود، و هيچ بنده اى براى من فروتنى ننمود مگر اينكه تمام اشيا در برابر او فروتنى نمودند.)؛ لذا مى گويد:
|
خدا ز آن خرقه بيزار است صد بار |
كه صد بُت باشدش در آستينى |
|
خداوند، از بشرى كه با صدها شرك و خودبينى، مقامات معنوى را تمنّا داشته باشد، بى زار است، كه: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ، لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ، وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ»[٢]: (محققاً اگر شرك بورزى، حتماً عملت از بين رفته، و از زيانكاران خواهى بود.- نيز: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ، وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً»[٣]: (و خدا را بپرستيد و چيزى را شريك و انباز او قرار ندهيد.) و.
[١] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٤٠.
[٢] - زمر: ٦٥.
[٣] - نساء: ٣٦.