ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٦٣ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
و آنچه در آن از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى آمده است، پس روايت كردهام آن را از محمّد بن موسى بن متوكّل- رضى اللَّه عنه- از على بن حسين سعدآبادى از احمد بن- أبى عبد اللَّه برقى از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى و او مرضيّ است- يعنى از كسانيست كه صحيح العقيده است و اصحاب از احاديث وى راضى هستند و بدان عمل مىكنند- و نيز روايت كردهام آن را از على بن احمد بن موسى- رحمه اللَّه- از محمد ابن ابى عبد اللَّه كوفى از سهل بن زياد الآدمى از عبد العظيم.
توضيح: «نسب عبد العظيم چنان كه در رجال نجاشى آمده چنين است:
عبد العظيم بن عبد اللَّه بن علىّ بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام. ابو عبد اللَّه غضائرى روايت كرده است از علىّ بن حسين سعدآبادى از جعفر بن محمّد بن قولويه از احمد بن محمد بن خالد برقى كه گفت عبد العظيم در حال فرار از حاكم زمان به شهر رى وارد شد و در سردابى در خانه مردى از شيعيان كه در محلّه غرباء بود منزل كرد، و در آنجا مشغول به عبادت ميبود، روزها را روزه مىگرفت، و شبها بنماز و راز و نياز مىپرداخت، و در تاريكى شب پنهانى بيرون مىشد و قبرى كه اكنون مقابل قبر اوست و فاصلهاش قدمى چند بيش نيست زيارت مىكرد و ميگفت اين قبر يكى از فرزندان موسى بن جعفر عليهما السّلام است، و مدّت زمانى در آن سرداب مىزيست و شيعيان تك تك از او خبر مىيافتند تا اينكه بيشتر شيعيان آن ناحيه با وى آشنا شدند، تا اينكه مردى از آنان در خواب رسول خدا ٦ را ديد كه بدو فرمود: مردى از فرزندان من جنازهاش را از محلّه غريبان خواهند آورد و در باغ عبد الجبّار بن عبد الوهّاب در كنار درخت سيبى كه در آنجاست دفن خواهند نمود و بدان مكان با دست اشاره كرد، مرد چون برخاست بسوى باغ عبد الجبّار رفت تا محلّ قبر و آن درخت سيب را از صاحب و مالكش خريدارى كند،