ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤١ - باب ميراث خنثى
سمت راست، و هشت در سمت چپ، پس علىّ ٧ جامه مردان و كلاه و نعلين به او پوشاند، و رداء بدوشش بيفكند، و او را بجمع مردان پيوست. پس شوهرش گفت: يا امير المؤمنين دختر عمويم را كه از من فرزند آورده بجمع مردان مىپيوندى؟
پس على ٧ فرمود: من حكم خداى عزّ و جلّ را بر او راندم، زيرا خداى تعالى حوّاء را از آخرين دنده چپ آدم آفريده است، و دندههاى مردان نقصان دارد و دندههاى زنان كاملست.
شرح: «اين خبر هر چند از نظر سند حسن است، لكن از نظر متن مخالف اعتبار است و اصل در خبر خلق حوّاء از ضلع آدم عامّهاند، و طعن بر آن از طريق اماميّه آمده است، و شيخ اين خبر را در تهذيب آورده و جمله «شوهرم با من مجامعت كرده و من از او فرزندى آوردهام» را ندارد، و نبايد هم داشته باشد زيرا اين خنثى در واقع مرد بوده و مرد حامله نمىشود، و بنظر ميرسد راجع به قضاء امير مؤمنان ٧ در مورد خنثاى مشكل مطلبى بوده، و راوى آن را بصورت حكايت جالب درآورده است و كاملا از لفظ رداء و قلنسوه و نعلين آشكار است كه قصّه است نه خبر، و در مسالك شهيد ثانى عليه الرّحمه- علامت خنثى را با شناخت مخرج بول معيّن كرده، و چنانچه از هر دو مخرج باشد، به آنكه پيشتر ريزد، و اگر هر دو با هم بود به آنكه زودتر قطع مىشود».
٥٧٠٥- حسن بن محبوب، از جميل بن درّاج- يا جميل بن صالح- از فضيل بن- يسار روايت كرده است كه گفت: از امام صادق ٧ در باره نوزادى سؤال