ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٩ - باب ميراث كسانى كه غرق شوند يا سقفى فرود آيد و نتوان دانست كدام وارث ديگرى شدهاند
دينار، و مرد داراى چهل هزار دينار ما ترك بودهاند، و إرث زن از مرد يك چهارم چهل هزار: ده هزار دينار است، و إرث مرد از زن يك دوّم شصت هزار: سى هزار دينار خواهد بود، و چهل بعلاوه سى منهاى ده مساوى است با شصت هزار دينار كه نصيب وارثان مرد است، و شصت منهاى سى، بعلاوه ده مساوى است با چهل هزار كه نصيب ورّاث زن است، و در صورتى كه از ارث هم ارث برند از سى هزار ارث زن يك چهارم كه هفت هزار و پانصد است به زن باز مىگردد، و از ده هزار ارث مرد پنج هزار آن بمرد باز مىگردد و ٢٥٠٠ دينار بزيان وارثان مرد و بنفع وارثان زن خواهد شد، و چون اصل آن بر خلاف قاعده توارث است، لذا احتياط در آنست كه اقتصار باصل تركه شود و مظلمهاى ببار نياورد، و جمعى از فقها بردن ارث را فقط به هدم و غرق منحصر دانستهاند، و در موارد ديگر مثل آتشسوزى و سقوط هواپيما و خفگى به گاز و يا ذغال را نپذيرفتهاند، بگمان اينكه قياس است، ولى قولشان چندان عقلانى نيست و شارع هدم و غرق را مثال زده و ذكر آن دو از باب تعيين مصداق است و تنبيه بر مثال آن، و اين استنباط را نبايد قياس گفت، بلكه از لفظ خاصّ معنى عامّ ميتوان فهميد و نظير آن زياد است».
٥٦٥٨- و عاصم بن حميد، از محمّد بن قيس از امام أبو جعفر باقر ٧ روايت كرده است كه فرمود: أمير المؤمنين ٧ در باره مردى و زنى كه سقف اتاقى بر ايشان فرود آمد، و ايشان را كشت، و معلوم نبود كه كدام يك قبل از آن ديگر مرده است، فرمود: هر يك از آن دو بر آن گونه كه خداوند عزّ و جلّ براى ورثه آن دو فرض كرده است از همسر خود ارث ميبرد.
٥٦٥٩- و محمّد بن أبى عمير، از عبد الرّحمن روايت كرده است كه گفت: از