ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣٩ - باب ميراث فرزندان و والدين با زوج
باشند جز اين پنج سهم باقى مانده بهرهاى ندارند.
شرح: «چون در فرائض براى شوهر ربع و براى پدر و مادر هر يك، يك ششم و براى دختر نصف مال فرض گرديده، و مخرج نصف با ربع و سدس مشترك است و ربع و سدس مخرجشان متوافق است به نصف، و ضرب نيم يكى در تمام ديگرى دوازده مىشود، پس نصيب شوهر ٣/ ١٢ است كه ربع مال است و نصيب والدين ٤/ ١٢ است كه دو سدس است و باقى ٥/ ١٢ است كه سهم دختر يا پسر خواهد شد، چون زوج و والدين را خداوند مقدّم داشته نصيبشان نقص نمىپذيرد، و دختر را چون خداوند مؤخّر داشته سهم الارثش نقص پذير است و در قبال آن سهم بيشترى براى او فرض كرده است، و عامّه گويند: نقص بر همه صاحبان سهام وارد مىشود، و نه شوهر ربع تمام ميبرد و نه هر يك از والدين سدس مال را ميبرند و نه دختر تمام نصف را».
زراره گفت: اگر خواسته باشى كه عول را كنار بگذارى و در نتيجه به گونهاى مال را قسمت كنى كه سهام از اصل مال زيادتر نشود حقّ همين است كه محمّد بن- مسلم و بكير گفتهاند.
و افزايش نمىپذيرد، و كاهش بر كسانى- از قبيل فرزندان و برادران پدرى و مادرى- داخل مىشود كه از افزايش هم بهره دارند، و امّا برادران مادرى از آن سهمى كه براى ايشان نام برده شده است كاهش نمىپذيرند.
و در آنجا كه زن شوهرش و والدينش و پسرى يا دو پسر يا بيشتر را بجا گذارد، سهم شوهر ربع تركه و سهم والدين دو سدس آنست، و باقيمانده مال بطور تساوى ميان پسران قسمت مىشود و اگر آن زن شوهرش و والدينش و پسرى و دخترى يا پسرانى و دخترانى را بجا گذارد، سهم شوهر ربع تركه و سهم والدين دو سدس آنست،