ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١٣ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
رضى اللَّه عنه- از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عيسى از حسن بن علىّ وشّاء از علىّ بن- ميسرة.
توضيح: «علىّ بن ميسره بصرى از اصحاب حضرت رضا و امام جواد ٨ است، و مؤلّف در مجلّد سوّم تحت رقم ٢٥٥١ نامهاى از وى نقل كرده كه بامام جواد ٧ نوشته و سؤالى كرده است، لكن شيخ او را در عداد اصحاب امام صادق ٧ ذكر كرده است، وى توثيق صريح نشده و داراى كتابى است، و طريق مؤلّف به نزد علّامه صحيح است، و اختلاف در مورد محمّد بن عيسى بن عبيد است».
و آنچه در آن از محمّد بن قاسم استرآبادى آمده است، پس از خود او روايت كردهام.
توضيح: «محمّد بن قاسم استرآبادي مفسّر همان كس است كه تفسير امام حسن عسكرى ٧ منسوب به او است، نجاشى وى را عنوان نكرده ولى استادش ابن الغضائرى او را در ضعفا- چنان كه از او نقل كردهاند- عنوان نموده و ضعيفش شمرده و گويد: كذّاب است. و مرحوم مجلسىّ اوّل در شرح فقيه نظر او را ردّ كرده و گويد: «شخصى چون صدوق بدو اعتماد كرده و از او نقل مىكند، و شيخ اجازه خود معرّفى كرده است، و نيز گويد: پندار اينكه چنين تفسيرى شايسته آن نيست كه بمعصوم نسبت داده شود گمانى است باطل و مردود. و هر كس را كه با سخنان اهل بيت انسى باشد داند كه كلمات آنان است، و استاد ما شهيد ثانى بر او اعتماد كرده و از تفسير وى در كتابهايش بسيار نقل مىكند. و همان اعتماد شاگرد و تلميذش صدوق بر او براى صحّت قول ما كافى است- انتهى» و علّامه حلّى در خلاصة الرجال او را ضعيف و كذّاب گفته، و گويد: «ابو جعفر ابن بابويه از وى تفسيرى را كه او از دو تن مجهول الحال، بنام يوسف بن محمّد بن زياد و علىّ بن محمّد بن يسار از پدرانشان از امام عسكرى ٧ آن را نقل كرده روايت مىكند و اين تفسير از قول سهل بن- احمد بن عبد اللَّه ديباجى از پدرش احمد بن عبد اللَّه با احاديثى اين چنين منكر ساخته شده است» و استرآبادى در منهج المقال همين گفتار را از علّامه نقل كرده است، و