ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١١ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
است و از اصحاب امام صادق ٧ مىباشد و داراى كتابهائى است، و عامّه او را در رجال عنوان كردهاند و تضعيف نمودهاند، و اين شخص غير از عبد اللَّه بن ميمون قدّاح است كه از سران باطنيه و قرامطه بوده و مردى شعبدهباز و ملحد بوده زيرا اين مرد تا سال ٢٦١ در قيد حيات بود و بدو نامه نوشتهاند چنان كه ابن النديم و ديگران گفتهاند. و علّامه قزوينى در حواشى و اضافات تاريخ جهانگشاى جوينى طبع ليدن ج ٣ ص ١٥٣ راجع به اين موضوع تحقيق بسيار دقيق و مفيدى دارد، بارى عبد اللَّه بن- ميمون قدّاح امامى مذهب بوده و چنان كه از ظاهر كتب رجال دانسته مىشود امامت موسى بن جعفر ٨ را درك نكرده و چگونه ميتوان گفت او همانست كه در ٢٦١ بدو نامه نوشته و جواب گرفتهاند، و البتّه پارهاى از معروفين خلط كرده و اين دو را يكى دانستهاند و اين اشتباه محض و قول بلا تعقّل است، بارى، طريق مؤلّف به وى حسن است به ابراهيم بن هاشم».
و آنچه در آن از جعفر بن قاسم آمده است، پس روايت كردهام آن را از پدرم و محمّد بن حسن- رضى اللَّه عنهما- از سعد بن عبد اللَّه و محمّد بن يحيى و احمد بن ادريس هر سه از احمد بن ابى عبد اللَّه از پدرش جعفر بن قاسم.
توضيح: «در تمامى نسخهها كه نزد ما است «جعفر بن قاسم» ثبت شده، و به اين نام در كتب رجال ذكرى نيامده است، و مؤلّف در مجلّد سوّم تحت رقم ٢٥١٨ خبرى از وى از امام صادق ٧ نقل كرده است كه از طريق مذكور در اينجا پيداست كه از محاسن برقىّ اخذ شده و در كتاب سفر محاسن حفص بن قاسم است و نيز در كافى در كتاب حجّ در باب الدّعاء في الطريق از علىّ بن ابراهيم از پدرش از