ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٠ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
و ابراهيم بن هاشم و يعقوب بن يزيد و محمّد بن عبد الجبّار همگى از محمّد بن ابى عمير.
توضيح: «محمّد بن ابى عمير- زياد- بن عيسى، ابو احمد ازدى بغدادى از موثّقترين مردم نزد اماميّه و عامّه است، و موسى بن جعفر عليهما السّلام را درك كرده و از وى احاديثى شنيده كه در پارهاى از آنها امام او را بكنيه ياد كرده و يا ابا احمد خطاب نموده، و رواياتش بيشتر از علىّ بن موسى عليهما السّلام است وى داراى نود و چهار كتاب است و در ايّام هارون الرشيد از وى خواستند منصب قضا را بپذيرد وى امتناع كرد، و او را بزندان افكندند، و فضل بن شاذان نيشابورى گويد: از وى خواستند كه خانه شيعيان و موسى بن جعفر ٧ را معرّفى كند ولى وى حاضر نشد، و او را ضرباتى تازيانه زدند باز ابا كرد، آنقدر شكنجهاش كردند كه نزديك بود جانش بدر آيد، طاقتش از دست برفت اراده آن كرد كه بگويد، ناگهان نوائى بگوشش رسيد و شنيد كه محمّد بن يونس بن عبد الرحمن بخطاب مىگويد: «يا محمّد اتّق اللَّه» اى محمّد از خدا بترس، اين كلام روح او را تقويت نمود و لب فرو بست، و خداوند او را خلاص فرمود، ابو عمرو كشّى گويد: يك صد و بيست ضربه با چوب او را زدند و ضاربش سندى بن شاهك بود، و او را رها نكردند تا اينكه بيست و يك هزار درهم از وى جريمه گرفتند، و مدّت زندانيش چهار سال و بقولى هفده ماه طول كشيد، و گويند: خواهرش در مدّت فرار و زندانش كتابهاى او را در بالاخانهاى پنهان كرده بود، و باران از سقف بر آن راه يافت و بيشتر آنها را محو كرد و بدين جهت از حفظ روايت مىكرد و يا از رونويس آنهايى كه نسخه ديگرش در دست مردم بود، و از اين رو علماء ما مراسيل او را در حكم مسانيد مىشمرند، و مؤلّف- رحمه اللَّه- در مجلّد چهارم تحت رقم ٣٧١٥ از ابراهيم بن هاشم خبرى نقل كرده است كه دلالت بر مقام والاى ابن ابى عمير و سماحت و بزرگوارى وى دارد، طالبين براى اطّلاع بيشتر بدان جا رجوع كنند. بارى وى از اصحاب اجماع است و طريق مؤلّف به او صحيح ميباشد».
و آنچه در آن از حسين بن حمّاد آمده است، پس روايت كردهام آن را از پدرم و محمّد بن حسن- رضى اللَّه عنهما- از سعد بن عبد اللَّه و حميرى هر دو از احمد بن محمّد بن