ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥ - باب آنكه انسان تا چيزى از روح در بدن دارد، به مالكيت مال خود سزاوارتر است
متعلّق به او است، هر چه بخواهد با آن انجام ميدهد، تا زمانى كه مرگش فرا رسد.
مصنّف اين كتاب- رحمه اللَّه- گفت: مقصود از اين بيان اينست كه او حقّ دارد، كه در زمان حيات خود آن را از مال خودش جدا سازد، يا همگى آن را در زمان حياتش ببخشد، و بشخصى كه به او بخشيده است تسليم كند، ولى در صورتى كه نسبت به آن وصيّت كند، سهمى افزون از ثلث ندارد، و تصديق اين مطلب:
٥٤٦٧- مطلبى است كه صفوان از مرازم، در باره مردى روايت كرده است كه چيزى از مال خود را در حال بيمارى ببخشد، و امام ٧ فرمود: در صورتى كه آن را جدا كند عملش جايز است، ولى اگر وصيّت كند تنها از ثلث ميتواند ببخشد.
٥٤٦٨- و امّا حديث على بن أسباط از ثعلبه، از ابو الحسن عمرو بن شدّاد أزدى، از عمّار بن موسى، از امام صادق ٧ كه فرمود: مرد تا هر زمان كه روح در بدن داشته باشد نسبت بمال خود سزاوارتر است، چنان كه اگر در باره همگى آن وصيّت كند براى او جايز است.
اين بيان ناظر بمورديست كه شخص صاحب مال وارثى نزديك يا دور نداشته باشد، كه در اين صورت ميتواند نسبت بكليّه دارائى خود، در هر موردى كه بخواهد وصيّت كند، ولى در موردى كه وارثى نزديك يا دور داشته باشد براى او جايز