ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٨ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
در خطبهاى كه پس از وفات پيمبر ٦ ايراد كرد، فرمود: ايا اى مردمان، شرفى برتر از اسلام، و كرمى عزيزتر از تقوى و قلعهاى محكمتر از پارسائى، و شفيعى موفّقتر از توبه، و گنجى سودبخشتر از علم، و عزّتى بالاتر از حلم، و شرف خاندانى رفيعتر از أدب، و رنجى پستتر از غضب، و جمالى زيباتر از عقل، و هيچ نوع زشتى زشتتر از دروغ، و حافظى حفظكنندهتر از خاموشى، و لباسى برازندهتر از سلامت، و غائبى و دورى نزديكتر از مرگ نيست.
أيا اى مردمان، بيگمان هر كس كه بر روى زمين راه پيموده است، بدرون آن روان مىشود، و شب و روز در ويران كردن بنياد عمرها شتابندهاند، و هر كه را بقيّه حياتى باشد قوتى، و هر دانهاى را خورندهاى است، و تو خود قوت مرگى، و بيگمان كسى كه روزگار را بشناسد، از آمادگى غفلت نخواهد كرد، هيچ توانگرى بمدد مالش، و هيچ فقيرى بعلّت كمى دارائيش، از مرگ نجات نخواهد يافت.
أيا اى مردمان، كسى كه از خداى خود بترسد ظلمش را از مردم باز ميدارد، و كسى كه در سخن گفتنش رعايت نكند سخنان زشت و هذيان گفتنش آشكار ميگردد. و كسى كه خير را از شرّ نشناسد در موضع بهائم است. چه كوچكست مصيبت دنيا در جنب فقر و فاقه فردا! هيهات! و شما دشمن و مخالف يك ديگر نشديد مگر بعلّت رواج معصيتها و گناهها در ميانتان، پس چه نزديكست راحت اين دنيا برنج