ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٦ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
محمد، از پدرش از جدّش از امام علىّ : روايت كرده است، كه فرمود:
بچيزى كه اميد دست يافتن به آن ندارى از چيزى كه بحصول آن اميدوارى، اميدوارتر باش، چنان كه موسى بن عمران ٧ به آن منظور بيرون شد كه قبس آتشى براى خانوادهاش بدست آورد، ولى خداوند عزّ و جلّ با او سخن گفت، و چون بازگشت پيمبر بود، و ملكه سبأ بقصد ديدار سليمان ٧ بيرون شد، ولى با سليمان ٧ اسلام آورد؛ و ساحران فرعون در طلب عزّت فرعون بيرون شدند، ولى بصورت جمعى مؤمن بازآمدند.
٥٨٥٥- و از عبد اللَّه بن عبّاس از رسول خدا ٦ روايت شده است، كه فرمود: اشراف امّت من حافظان قرآن، و عاملان به احكام آن، و شبزندهدارانند.
٥٨٥٦- و جبرئيل ٧ بر پيمبر ٦ نازل شد، رسول خدا ٦ به او فرمود: مرا پند ده، اى جبرئيل، پس جبرئيل گفت: يا محمّد، هر چه خواهى زندگى كن، كه سرانجام خواهى مرد، و هر كه را خواهى دوست بدار، كه سرانجام از او جدا خواهى شد، و هر كار كه خواهى بجا آور كه با آن ديدار خواهى كرد، شرف مؤمن نماز او در شب است، و عزّتش خوددارى از مردم آزاريست.