ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٤ - باب ميراث فرزند ملاعنه
گذاشت ثلث مال به فرض به او تعلّق مىگيرد و باقى به ردّ، بدليل روايت ابى الصّباح و زيد شحّام از امام صادق ٧ [كه تحت رقم ٥٦٩٨ خواهد آمد]». و بايد دانست آنچه صدوق عليه الرّحمة- گفته است مبتنى بر آنست كه زمان حضور امام معصوم مراد باشد و حال آنكه اين دو خبر كه وى بدان تمسّك جسته است هيچ يك مقيّد بحضور و ظهور نيست، و بعض علماء هم جمع ميان اين دو دسته روايات را به اين كردهاند كه امام خود براى توسعه بمادر بخشيده است و اين جمع چنان كه ديده مىشود بسيار از صواب دور است».
٥٦٩٥- و أبو الجوزاء، از حسين بن علوان، از عمرو بن خالد، از زيد بن علىّ، از پدرش، از جدّش روايت كرده است از علىّ- عليهم السّلام- در باره مردى كه زن خود را متّهم سازد، و پس از آن بسفر رود، چون از سفر باز آيد آن زن وفات يافته باشد. امام ٧ فرمود: در اين صورت به او اختيار ميدهند كه يكى از دو كار را برگزيدن: اگر بخواهى گناه را بخود بخر، تا حدّ قذف بر تو اجراء گردد و ميراث بتو داده شود، و اگر بخواهى در قول خود پابرجا بمان، و با نزديكترين خويشاوند آن زن ملاعنه كن، و در اين صورت ميراثى براى تو نيست.
شرح: «ابو الجوزاء كنيه منبّه بن عبد اللَّه تميمى است، و او صحيح الحديث و مورد اعتماد است و طريق مؤلّف به او نيز صحيح است، و اما حسين بن علوان عامّى مذهب و موثّق است، و اما عمرو بن خالد ابو خالد واسطى توثيق نشده و داراى كتاب بزرگيست و عامّى مذهب است».
٥٦٩٦- و منصور بن حازم از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود: علىّ ٧ ميفرمود: چون ابن ملاعنه بميرد، و برادرانى بجاى گذارد، مال