ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٥ - كتاب فرائض و مواريث باب إبطال عول در مواريث
همانست كه خدا آن را واپس نهاده است.
شرح: «يعنى آن را كه در صورتى برايش فريضهاى معيّن فرموده، و در صورت ديگرى فريضه ديگر معلوم داشته او بر كسى كه بيش از يك فريضه در هر صورت براى او معيّن نساخته مقدّم است».
از جمله فرائضى كه خدا آن را مقدّم داشته فريضه زوج است كه نصف تركه زوجه را به ارث ميبرد، ولى چون عاملى بر آن داخل شود كه آن را از نصف زايل سازد، به ربع باز ميگردد، و هيچ چيز آن را از ربع زايل نميسازد، و ديگر از اين موارد فريضه زوجه است كه ربع تركه متعلّق به او است، ولى چون عاملى بر آن داخل شود كه آن را از ربع زايل سازد، بثمن باز ميگردد، و هيچ چيز آن را از ثمن زايل نميسازد، و همچنين سهميّه مادر ثلث است، ولى چون عاملى بر آن داخل شود كه آن را از ثلث زايل سازد به سدس مبدّل مىشود، و هيچ چيز آن را از سدس زايل نميسازد، پس اينها همان فرائضى هستند كه خدا آنها را مقدّم داشته است.
امّا آنچه خدا آن را واپس نهاده پس فريضه متعلّق بدختران و خواهرانست كه اگر وارث در اين دو طبقه يكى باشد سهمش نصف تركه است، و اگر دو نفر يا بيشتر باشند سهمشان دو ثلث است، ولى در صورتى كه فرائض آنان را زايل كنند چيزى جز آنچه باقى مانده است بهره ايشان نميشود و اين همان فريضهاى است كه خدا آن را واپس نهاده است، پس در صورت اجتماع چيزى كه خدا آن را مقدّم داشته و چيزى كه خدا آن را واپس نهاده تقسيم ميراث را از آنچه خدا مقدّم داشته است شروع ميكنند، و حقّ آن را بطور كامل مىپردازند، پس اگر چيزى باقى بماند، بكسى كه