ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٤ - كتاب فرائض و مواريث باب إبطال عول در مواريث
كرد و گفت: كه من در درس ابن عبّاس نشستم، پس او سخن در باره سهام مواريث را بر من عرضه كرد، و بر اين گونه سخن آغاز نمود كه: سبحان اللَّه العظيم! آيا مىپنداريد كه كسى كه شماره ريگهاى توده درهم فشرده را به احصاء درآورده، در يك مال نصف و نصف و ثلث قرار داده و اين دو نصف همگى آن مال را فرا ميگيرد؟! پس موضع ثلث كجا است؟! در اين هنگام زفر بن اوس بصرى گفت: اى پسر عبّاس، پس نخستين كسى كه عول را در سهام ارث بكاربست كه بود؟ ابن عبّاس گفت: «رمع» وقتى سهام پيش او درهم شد، و بعضى از آن با بعض ديگر تزاحم داشت، گفت: بخدا قسم نميدانم خدا كدام يك از شما را مقدّم داشته، و كدام يك را واپس نهاده، و من راهى سهلتر از آن نمىبينم كه اين مال را بصورت حصّهها بر شما قسمت كنم، چنان كه بر هر صاحب حقّى همان عول و زيادى فريضه را كه بر او داخل شده است داخل سازم. و بخدا قسم است كه اگر او كسى را كه خدا مقدّم داشته است مقدّم ميداشت، و كسى را كه خدا واپس نهاده است واپس مينهاد، هيچ سهمى عول نميشد. پس زفر بن اوس گفت: كدام يك را خدا مقدّم داشته، و كدامين را واپس نهاده است؟ ابن عبّاس گفت: هر فريضهاى كه خدا بهنگام فرودآوردنش آن را بسوى فريضهاى ديگر فرود آورده همانست كه خدا آن را مقدّم داشته، و هر فريضهاى كه چون از فرض خود زايل شود چيزى بجز باقيمانده سهام نصيبش نميشود