ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٨ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
بمصرف الأولى فالأولى ميرسد تا زمانى كه خدا كه وارث آنست آن را به ارث ببرد، و او بهترين وارثان است. اين موقوفه را فلان در حال تندرستيش بقصد كسب رضاى خدا و تحصيل ثواب سراى آخرت بصورت وقفى قطعى و حتمى درآورده است، چنان كه هيچ شائبهاى در آن نيست.، و هرگز مردود نميگردد. و براى هيچ مؤمنى كه بخدا و روز جزا ايمان داشته باشد روا نيست كه آن را بفروشد، يا بخرد، يا هبه كند، يا ببخشد، يا چيزى از آن را تغيير دهد، تا زمانى كه خداوند زمين و آنچه را كه بر آنست وارث شود.
و توليت اين موقوفه را براى علىّ و ابراهيم قرار داده، پس چون يكى از آن دو منقرض شود قاسم بآن فرد باقى ملحق مىشود و اگر يكى از آن دو فوت كرد اسماعيل به آن فرد باقى مانده ملحق مىشود، پس اگر يكى از آن دو نيز منقرض شد عبّاس با فرد باقيمانده بتوليت آن داخل مىشود، آنگاه اگر يكى از آن دو منقرض گشت بزرگترين فرد از اولاد من با فرد باقى مانده منضمّ ميگردد، و اگر جز يكنفر از اولاد من با او باقى نمانده باشد، همان يكنفر بفرد باقيمانده خواهد پيوست.
٥٥٩٤- و عبّاس بن عامر، از ابو الصّحارى روايت كرده است كه گفت: به امام صادق ٧ معروض داشتم: مردى خانهاى را خريده است، ولى همچنان