اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٠ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
خداوند در گردش است.
|
نور غالب، ايمن از نقص و غسق |
در ميان اصْبَعَين نورِ حق[١] |
|
مراد از دو انگشت خداوند، همين دو گونه موجود است، كه خداوند آفريده است.
و هر اندازه آدمى بيشتر پىِ هواى نفس رود و به خواهشهاى نفسانى گوش فرا دهد، دلش براى پذيرش خاطرههاى بد آمادهتر، و قهراً استيلاى شيطان بر او بيشتر مىشود، تا آنجا كه دلِ وى يكباره آشيانه شيطان شود، و به طور كلى از خداوند و الهامهاى فرشتگان غافل گردد. و همين گونه، هر چه بيشتر به خداوند روى آورَد و از خواهانيهاى نفس دورى گزيند، به همان اندازه دلش، براى پذيرش خاطرههاى خوش و نيكو آمادهتر مىشود و چنان يادِ خداوند بر آن دل استيلا مىيابد، كه براى شيطان مجالى نمىماند.
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ.[٢] بىگمان تو بر بندگانِ من چيرگى ندارى؛ مگر آن دسته از گمراهان كه از تو پيروى كنند.
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. أِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ.[٣] او (شيطان) را بر آنان كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مىكنند، چيرگىيى نيست. چيرگىِ او تنها بر كسانى است كه دوستش مىدارند و بر كسانى كه به او (/ خداوند) شرك مىورزند.
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلًا.[٤] تو بر بندگان من چيرگى ندارى و پروردگارت (آنان را) كار ساز، بس.
[١] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٧٥٩.
[٢] - حجر، آيه ٤٢
[٣] - نحل، آيه ٩٨- ٩٩
[٤] - اسراء، آيه ٦٥